قيامهاي
پس از مشروطيت
قسمت
ششم
درقسمت قبلي وعده داده
شد كه در اين قسمت سرنوشت سران جنگل به طور مختصر بيان شود كه اينك به اين مبحث كه
آخرين قسمت از تاريخ نهضت جنگل است پرداخته ميشود.
در پي موافقت خالو قربان
به تسليم شدن سرانجام افرادي به نمايندگي از سوي ايشان براي مذاكره با سردار سپه روانه
رشت شدند. خالو قربان سه شرط را براي تسليم شدن خود و افرادش به سردار سپه پيشنهاد
نمود . در امان بودنش پس از تسليم ، دريافت مبالغي
پول جهت پرداخت مخارج افراد تحت فرماندهيش . به صورت مرحله اي تسليم شدن افراد تحت فرمانذهي او . اين اقدام پس ازوارد شدن كلنل سالار نظام
از طرف سردار سپه به بندر انزلي صورت گرفت . نمايندگان خالو قربان عبارت بودند از
: حسين جودت – خالو قنبر كه به اتفاق سالار نظام به
رشت رفته و با سردارسپه مذاكره نمودند و پس از پذيرفته شدن پيشنهادهاي خالوقربان سرانجام
اولين دسته نفرات خالو قربان پس از تسليم شدن به سردار سپه به كمك قزاقها به طرف جنگل
جهت جنگ با آنها روانه شدند.
خالوقربان ويارانش
پس ازاعزام بقيه نفرات خود به قزوين واز آنجا به زنجان به دعوت سردار سپه به تهران
رفته و مهمان او شدند . سردار سپه خالو قربان را به لقب سالار ظفر مفتخر نمود و به
وي درجه سرهنگي داد و هريك از همراهانش را نيز درجات نظامي داد و همه را براي جنگ با
اسماعيل اقا سيتقو به آذربايجان فرستاد.
يكي از همكاران خالو قربان
به نام كريمخان كرد كه از عمل او در تسليم شدن ناراضي بود و روزگاري در رشت حاكم بود،
در هنگام جنگ اين دوران ذلت بار را با آن ايام مقايسه نمود به هيجان آمد و خالو قربان
را مورد حمله قرارداد و اورا به قتل رسانيد. وي و برادرش و سه نفر ديگر از همفكرانش
دستگير شدند و به تهران فرستاده شدند . در تهران به دستور سردار سپه همه آنها به قتل
رسيدند.
كريم خان كرد يكي
دوبار قبل از تسليم شدن خالو قربان تصميم گرفت از تسليم شدن سرباز زند و از خالو قربان
جدا شود كه مخالفت رفقايش و ي را از اين تصميم بازداشت. خالوقربان از اهالي هرسين كرمانشاه
بود.وي سردسته كردهايي بود كه در كوههاي خلخال و گيلان به تيغ زدن گونها وجمع آوري
كتيرا مشغول بودند و دراوايل كار نهضت جنگل به نزد ميرزا رفته وبا او همكاري نمودند.