تاريخ معاصر ايران

نهضت نوانديشي ديني

انديشه هاي سياسي سيد جمال

             سيد جمال الدين اسد آبادي درروز گاري پاي به عرصه گيتي گذاشت كه جهان غرب وجهان اسلامي ازلحاظ سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي واقتصادي درنقطه مقابل هم قرارداشتند جهان غرب به خصوص اروپا دراوج اقتداربود وبه مقتضاي قدرتمندي سوداي تسخير دنياي شرق به ويژه ممالك اسلامي رادرسرمي پروراند0

       دريك طرف قدرت بود واقتصاد وعلم وسياست وتكنو لوژي ( غرب ) ودرطرف ديگر جهل ورخوت وعقب ماندگي وانحاط اخلاق  واستبداد حكومتگران ( شرق )

آنچه كه درتكوين شخصيت سيدجمال وافكار وآراء وانديشه هاي او موثر بود سفر اوبه ممالك اسلامي وجهان غرب بود . اين سياحت تاآخر عمر شصت ساله اش ادامه داشت 0 درواقع شكل گيري شخصيت فكري وسياسي سيد جمال مديون اين سفرهاست 0ازآنجايي كه پرداختن به تمامي انديشه هاي سياسي مجال بيشتري مي خواهد 0لذا دراينجا به طرح چند محورازآراء وانديشه هاي سياسي او  اكتفا  مي كنيم 0

1-هويت بخشيدن به مسلمانان

پس از رحلت پيامبراسلام امت اسلامي به سرعت راه ترقي وپيشرفت رادرپيش گرفته به طوري كه درسدة دوم تاپنجم پايه هاي يك تمدن بزرگ رابنا نمودند 0اما پس ازمدتي به علت ستسي وضعف اين ترقي وپيشرفت سيرنزولي رادرپيش گرفت – سقوط فاطميان درمصر وشمال آفريقا درسدة ششم 0 سقوط عباسيان درسدة هفتم وسرانجام سقوط اندلس درسدة نهم انحطاط تمدن اسلامي راسرعت بخشدبه طوري كه درسدة سيزدهم به پائين ترين حدخود رسيد0درهمين زمان غرب بسرعت به سوي پيشرفت وترقي گام برمي داشت 0 وقتي كه مسلمانان باتمدن غرب آشنا شدند خودرابايك دو گانگي مواجه ديدند0 ازيك طرف پيشرفت علم ودانش وترقي درابعاد گوناگون اجتماعي وازطرف ديگر سلطه وتجاوز استعمار وكشور گشايي 0

دربرابر اين وضعيت جديده دوشيوه دربين مسلمان رايج شد0 عده اي خود راباخته و با تمامي ارزشهاوگذشته درخشان خودبه استقبال مدرنيسم رفتند0 وخودباخته شدندعده اي ديگر چنان درمقابل اين وضعيت ايستادگي نمودند كه چشم خودرابه روي واقعيات بسته وهمه دست آوردهاي علمي وارزشهاي دنياي غرب راناديده گرفته وبه آداب وسنت وفرهنگ خوددل بسته وبه اصطلاح خود شيفته شدند0 گروه اول غرب زده شدند وگروه دوم غرب ستيز اين امرموجب بحران درجامعه اسلامي گردبد وايجاد بحران هويت شد0

درچنين شرايطي كه عده اي راه گريز راانتخاب و عده اي دچارسردرگمي و گروهي حفظ وضع موجود راانتخاب نموده وگاه باستيزوسلاح ازخوددفاع مي كردند سيد جمال الدين به عرصه آمده . اوبه عمق اين فاجعه پي برده و دريافته بودكه نه باانكاردنياي غرب ، نه با مبارزه منفي ونه بامقاومت سياسي ونظامي ونه باخود باختگي مشكل حل نمي شود0

بلكه اگرمسلمانان آگاهي نسبت به گذشته وتاريخ خود بيايند ودين اسلام رابدور ازتحريف وخرافات بشناسند خواهند توانست هويت خودرابازيابند وبااحساس شخصيت واقعي قادرخواهند بود دريك برخورد سازنده هم ازانحطاط جلوگيري نمايند هم راه رشد وترقي رادرپيش گيرند وهم بااستعمارواستبداد ستيزه نماينده اوباطرح شعاربازگشت به اسلام وبازگشت به قرآن وطرح احياي سنت سلف صالح وزنده نمودن بنيادهاي اخلاقي ، انساني وديني براي هويت بخشيدن به مسلمانان بود وي درمقابل خود باختگي وخود شيفتگي ، خود باوري رامطرح مي نمود0معتقد بودكه مسلمانان بايد ازعلوم ودانش غرب اقتباس نموده وبهره برداري كنند اما پيش ازآن اسلام رابه عنوان يك نظام سياسي ، اخلاقي وفكري بپذيرند0 سيدجمال كوشش كرده باتغيير درعقول ونفوس مسلمانان آنان رابه خود آگاهي برساند او اعتقادبه تحول ازدرون داشت ودرعين مبارزه بااستعمارآنرا تنها عامل عقب ماندگي مسلمين نمي دانست زيرا قبل ازورود استعمار به ممالك اسلامي بنابه علل وعوامل ديگري دچار انحطاط وعقب ماندگي شده بودند0

                                                                                                      ادامه دارد