پس از کودتای
28 مرداد
قسمت پنجاه و يکم
کابينه
بختيار
20 بهمن
در روز بيستم
بهمن توده ای ها اجتماعی بر پا کردند. چريکی های فدائی خلق به مناسبت سالگرد
عمليات سياهکل که سرآغاز مبارزه آنان با رژيم شاه بود در دانشگاه تهران مراسمی
دارند در حالی که مهندس بازرگان قرار است در همانجا سخنرانی داشته باشد. انبوه
مردم می خواهندبه فرمان امام خمينی بار ديگر حمايت خود را از دولت مهندس بازرگان و
مخالفت خود را با دولت بختيار اعلام نمايند. فرمانداری نظامی برای نشان دادن حسن
نيت طی اعلاميه ای از مردم می خواهد از نزديک شدن به فرودگاه و اماکن نظامی
خودداری نمايند تا درگيری و خشونت بوجود نيايد.
در حالی که
ستاد کودتا در لويزان جلسه داشتند نظاميانی که از ارتش فرار کرده و به دفتر آيت
الله طالقانی پناه برده بودند قرار شد در مدرسه علوی محل دفتر رهبر انقلاب برای
اينکه به رژيم ضربه ای روانی و تبليغاتی وارد کنند در مقابل رهبر انقلاب رژه
بروند.
هنوز يکی دو
ساعت از روز نگذشته بود و مردم به دانشگاه تهران نرسيده بودند که رهبر چريکهای
فدائی اعلام نمود دانشگاه را به مهندس بازگان نخست وزير دولت موقت می سپارند آنجا
را خالی نمودند و بدين ترتيب يکی از اميدهای دولت و طرفداران رژيم که درگیری بين
چريکها فدائی و مسلمانان قطعی خواهد بود نقش بر آب شد.
بختيار و
دولتيان حواسشان متوجه دانشگاه بود که ناگهان با صفوف منظم رژه ارتشيان در مدرسه
علوی و مقابل رهبر انقلاب مواجه شدند که تابلوهائی حمل کردند که: «عکس بگيريد».
مردم با ديدن آنها فرياد الله اکبر سر دادند و شعار می دادند فرمانده کل قوا خمينی
و يا به زمين می کوبيدند با ريتمی منظم،«هوائی و دريائی و زمينی» شعار ديگر آنان
اين بود که: ارتش برادر ماست خمينی رهبر ماست. از اين رخداد چند عکس از پشت سر
نظاميان و روبروی امام خمينی که به احترام نظامی آنان پاسخ می گفت گرفته شد و برای
روزنامه ها ارسال گرديد.
مهندس بازرگان
پس از بيست و پنج سال برای نخستين بار در برابر جمعيتی اين گونه سخنرانی کرد و
نشان داد که همان مهندس بازرگان زمان نهضت ملی شدن صنعت نفت است که در آن التهاب و
شور و انقلاب همگانی پس از خلع يد از انگليسی ها که همه جا را فرا گرفته بود ميانه
روانه سخن می گفت، تحت تأثير جو قرار نمی گرفت و هيجان زده نمی شد. عده ای انتظار
داشتند که مردم اگر نه به طرف ارتش بلکه به طرف نخست وزير و وزارتخانه ها يورش
برند و کار دولت بختيار را يکسره کنند بازرگان گفت:
همان طور که می
دانيد و مقام رهبری انقلاب در انتخاب رئيس دولت اعلام کرده خطوط اصلی و وظايف دولت
موقت به قرار زير است:
احراز و انتقال
قدرت. 2- ارائه و اثبات قانونيت (رفراندوم). 3- احياء اداره و اصلاح مملکت. 4-
انتخابات مجلس مؤسسان و ارجاع به آرای عمومی برای تدوين قانونی اساسی جديد. 5-
انتخابات مجلس شورای ملی. 6- استعفا و تحويل کار به رئيس جمهور و دولت بعدی.
او پس از پاسخ
به چند نکته در ارتباط با ارتش گفت ما ارتش را از ملت می دانيم. بازرگان در اشاره
به بختيار او را شاپور لر خواند وگفت بيايد و حر شود. او گفت دولت آقای بختيار با
اين داعيه و قصد روی کار آمد تا آزادی پس گرفته مطبوعات را بازگرداند. حکومت نظامی
را منحل کند و... قسمت هائی از اين برنامه ها اجرا شد که من برای رعايت انصاف بايد
بگويم...
اخبار زمينه
چينی کودتا از مرکز آن در لويژان بيرون آمد. شورای انقلاب در جريان بعضی از نقل و
انتقالات نظامی قرار گرفته بود. قره باغی و بختيار در تماس هائی که با آنها گرفته
می شد بی اطلاعی خود را اعلام داشتند.
کميته نظامی
انقلابيون متشکل از قره نی، مدنی، مسعودی و توکلی به همراهی دکتر يزدی در بررسی
اين اطلاعات به نتايجی می رسند. اطلاعات تازه ای به دفتر آيت الله طالقانی مبنی بر
زمينه چينی کودتا می رسد. اين اطلاعات در شورای انقلاب بررسی می گردد و نتيجه آن
می شود که مردم بايد در صحنه بمانند.
در شهرهای بزرگ
مردم با نظاميان درگير می شوند. در تعدادی از شهرها چماق داران به مردم حمله می
برند. ملک حسين تعارف را کنار می گذارد و می گويد دلم برای شاه می سوزد.
آندريويانگ نماينده سياهپوست آمريکا در سازمان ملل متحد از بهتر شدن روابط ايران و
آمريکا سخن می گويد و درباره امام خمينی می گويد: آيت الله خمينی يک قديس است،
فردی همچون گاندی.
چريکها فدائی
اعلام می دارند که از اقدامات بر حق آيت الله خمينی جانبداری می کنيم. اجتماع
طرفداران قانونی اساسی که شعارهای ملايمی بر روی پلاکاردهای آنان نوشته شده حتی در
ضديت با شاه پس از ساعتی متفرق می شود.
تمام روز مردم
در صحنه هستند. در اصهفان هوانيروز حمله ای را پاسخ می دهد تا نشان دهد که هنوز
قدرتمند است. اوضاع آماده انفجار است.
سازمان راديو
تلويزيون بدون سرپرست است و تنها 200 نفر از هشت هزار نفر آن در اعتصاب می باشند و
هيأتی از سرپرستان قديم آن را اداره می نمايند. بر اساس تصميم اين هيأت فيلمی از
دوران اقامت امام در پاريس، حرکت به سوی تهران و ورود به تهران پس از اخبار سراسری
پخش می شود و موجب شور و شوق مردم می گردد. تکبير همافران که از ديدن فيلم به
هيجان آمده اند موجب عکس العمل افسران و ضد اطلاعات نيروی هوائی می شود.
تيراندازی آغاز
می گردد. فرمانداری نظامی نيروی کمکی می فرستد. همافران به انبارهای اسلحه هجوم می
برند. صدای تيراندازی طرفين مردم را بيرون ازمنازل آورد.
مردم خودروی
فرمانداری نظامی را به آتش می گشند. درگيری دو ساعتی طول می کشد. کماندوها می
گريزند اما با تير آنها معمم جوانی که مردم را به کمک آورده کشته می شود.
بختيار بار
ديگر از قره باغی می خواهد تا مراکز اسلحه و مهمات ارتش را بمباران کنند تا اسلحه
به دست مردم نيفتد. از سوی شورای انقلاب به او پيغام داده می شود که به کشتار
همافران خاتمه دهد. از او می خواهند استعفا دهد اما سماجت می نمايد و اين هم به
خاطر حمايت آمريکا و ممالک اروپائی نسبت به او ابراز شده است می باشد وگرنه افرادی
چون خسرو داد و قره باغی هم مايلند تا بختيار استعفا دهد تا آنان تکليف را يکسره
کنند.
ادامه
دارد