قسمت
اول
حكومت
بركشور ايران تاقبل ازنهضت مشروطيت استبدادي وفردي بود ، يعني شاه دررأس قدرت قراردادشت
وحاكم برجان ومال مردم بوده وهرآنچه كه اراده مي نمود انجام مي گرفت ، دستوراتش به
منزله قانون بود وبدون چون چرا اجرامي گرديد 0 آغاز بيداري ايرانيان وتلاش براي برقراري
حكومتي درچارچوب قانون وبدست آوردن حقوق حقة خويش كه همانا حاكميت ملي وايجاد روشي
نوين درشيوة مملكت داري برمي گرددبه زمان اميركبير . گشايش مدرسه دارالفنون ، رابطه
بااروپا ومغرب زمين ، رواج جرايد ونشريات ،آشنايي ايرانيان باطرز تفكر ملل مغرب زمين
، انتشار افكار آزادي خواهانه افرادي چون سيد جمال الدين اسد آبادي و000 زمينه هاي
بيداري مردم ايران وآغاز حركت سياسي به سوي وارد شدن درعصر جديد رادرآنها بوجود آوردند
0 مقاومت مردم ايران درلغو قرارداد رژي وايستادگي درمقابل ناصرالدين شاه اين واقعيت
رابراي آنها به ثبوت رساند كه مي توانند باوحدت ، انسجام واستقامت استبداد راشكت داده
وعدالت رادرجامعه استقرار بخشند ، مرگ ناصرالدين شاه وروي كارآمدن مظفرالدين شاه فرصت
مناسبي براي مردم ايران بوجود آورد تابه تلاش خود را براي گرفتن آزادي واحقاق حق خود
واستقرار قانون كه منبعث ازارادة ملت باشد بيفزايند وبراي نيل به اين اهداف قيام نمايند0
عده اي فداكارانه پيش افتاده ومردم رابه قيام براي گرفتن حق خود فراخواندند ، مردم
نيز به دعوت آنها لبيك گفته وبانثار جان ومال خود توانستند سرانجام حكومت مشروطه يعني
حكومت مردم برمردم رابه جاي حكومت استبدادي كه قرن هابر ايران حاكميت داشت برقرارسازند0
درهمين زمان بود كه فرمان مشروطيت صادر گرديد وزمينه انتقال قدرت نامحدود شاه به مردم
ومحدود شدن قدرت اوبه حدود قانون وتشكيل مجلس شوراوايجاد عدالت خانه وآغاز تغيير ودگرگوني
اساسي درشيوة حكومت بوجود آمد0 درحقيقت اززمان ناصرالدين شاه جنبش اصلاح طلبي درايران
به منظور عبورازدوران سنتي به دوران جديد ومدرن آغاز مي شود باتوضيحي دربارة كلمه مشروطيت
مقدمه را به پايان رسانده ودرقسمت هاي بعدي به بحث دربارة انقلاب مشروطيت پرداخته مي
شود
كلمة
مشروطيت ازلغت (( شارت )) به معني فرمان وقرارداد گرفته شده است 0 اعتقاد به لزوم حاكميت
قانون .محدوديت قدرت حاكمه از طريق قانون اساسي و با تعديل و توازن از تمركز قدرت جلوگيري به عمل آوردن
تا خقوق اساسي همه گروهها حفظ شود.
.طرفداري از دمكراسي و مخالفت با حكومت مطلقه . حكومت محدود در چارچوب قانون
اساسي ، حكومتي كه در آن اعمال قدرت از سوي دولت بر حسب شرايط پيش بيني شده در آن قانون
انجام گيرد از ديگر معاني مستفاد از مشزوطيت مي باشد .