تاريخ
معاصرايران
قسمت
دوم
روابط
ايران با كشورهاي خارجي در عهد قاجار
رن
نوزدهم آغاز سياست هاي استعماري ديگري است و مقارن اين زمان كشور ما صحنه رقابت هاي
دول خارجي مي گردد در اين زمان كه زمام امور مملكت پس از قتـل آقامحمـد خان در دست
فتحعلي شاه قرار ميگيرد، فرانسه ، روسيـه ، انگليس و عثمـاني بيشتر از گـذشته وارد
صحنـه سيـاست ايران مي گردند.
در
قرن نوزدهم است كه اروپا از جنبه هاي گوناگون دچار تحولي عظيم مي گردد : در بعد اقتصادي
باانقلاب صنعتي وضع توليد و مصرف دگرگون مي شود ، بدست آوردن ثـروت و كسب سـود به صورت
هدف اصلي در اقتصاد در مي آيد . كارگران براي بهبود وضع خود مبادرت به تشكيل سازمان
هاي صنفي و كارگري مي نمايند و صاحبان صنايع هم براي مقابله با آنها متمركز مي شوند
و مبارزه كارگر و كارفرما آغاز ميشود.
در
بعد سياسي ، نظام پارلماني و مراجعه به آراء عمومي و تعيين سرنوشت مردم توسط خود آنها
وادارهء امور مملكت با تكيه بر آراء عمومي در اكثر كشورهاي اروپايي استقرار مي يابد
و اتحاديه هاي صنفي براي احقاق حقوق صنوف مختلف بعنوان اركان بنيادي نمادهاي جامعه
مدني تشكيل مي گردد و مبارزه بين كارگران و كارفرمايان را هدايت مي نمايند و عملا نافرماني
هاي مدني شكل مي گيرد. در بعد علمي پيشرفت هاي شگرفي بوجود آمده و فاصله بين كشورها
در اين زمينه بيشتر و بيشتر مي گردد تا آنجا كه چند كشور به صورت پيشرفته صنعتي در
آمده و بقيه در حالت عقب ماندگي مي مانند و مورد تاخت و تازدسته اول قرار
مي گيرند. كشور ما در اين زمان جزء كشورهاي دسته دوم قرار مي گيرد.
انگلستان
به دليل وجود كمپاني هندشرقي و نفوذ آن در هندوستان و به علت موقعيت خاص جغرافيايي
ايران در راه دستيابي و ارتباط با هندوستان به منظور جلوگيري از نفوذ روسيه و فرانسه
ايران را مورد توجه خاص قرار مي دهد.
فرانسه
نيز مي خواست با ايران روابط دوستانه داشته باشد تا بتواند از اين طريق به هند دسترسي
داشته باشد. روسيه نيز در سوداي دست يابي به اقيانوس هند و تسلط برآن بود واز اين جهت
ايران برايش اهميت خاصي داشت . اين موقعيت خاص ايران سبب رقابت سه قدرت وقت آن دوران
يعني فرانسه ، انگلستان و روسيه در كشور ما مي گردد.
دوعامل
مهم در بوجود آمدن رقابت كشورهاي خارجي در ايران نقش اساي را ايفاد نموده اند كه عبارتند
از : موقعيت خاص جغرافيايي و استراتژيك ايران. وجود نفت و پيدايش آن .
روابط ايران
وانگلستان در زمان فتحعلي شاه بدترين وضعيت راداشته زيرا ايران دو جنگ با روسيه داشته
كه منجر به شكست ايران و جدا شدن بخش هايي از كشور و عقد دو عهد نامهء گلستان و تركمن
چاي ميشود. رابطه فرانسه با ايران حسنه بود اما باتوجه به توافق سران روسيه و فراسنه
ناگهان فرانسه تغيير موضع داد. و عليرغم موضع قبليش كه طالب ادامه جنگ با روسيه بود
ايران را براي صلح با روسيه تحت فشار قرار مي دهد و به علت نگرفتن نتيجه قطعي ژنرال
گاردان را از ايران خارج نموده و ناپلئون با الكساندر دوم توافق نموده كه ايران تحت
تسلط روسيه قرار گيرد تا به دست انگلستان نيفتد.
انگلستان
كه ناظر جريان بود موقعيت را غنيمت شمرده و سرجان ملكم را با هداياي بسيار و يك هيأت
پانصد نفري روانه در بار ايران نمود كه نتيجه آن عقد قراردادي با يك مقدمه و هشت ماده
بود كه به موجب موادي از آن ايران ملزم به خارج نمودن فرانسويان و جلوگيري از نفوذ
آنان گرديد.
پس از فتحعلي
شاه نيز اوضاع از اين بدتر ميشود و كشور در زمان محمدشاه وپس از او در زمان ناصر الدين
شاه رو به سراشيبي سقوط مي گذارد. روابط ايران در جهت بسط منافع كشورهاي اروپايي و
بر خلاف منافع ايران با آنها ادامه مي يابد . انگلستان با تهديد وارعاب به اشغال جنوب
مبادرت و افعانستان را از پيگر ايران جدا مي نمايد.
روسيه
در مقابله با بسط نفوذ انگلستان مبادرت به اخذ دو امتياز از ايران مي نمايد . امتياز
صيد ماهي در درياي خزر به عنوان امتياز شيلات و امتياز ايجاد قزاقخانه در ظاهر براي
تعليم و تربيت سپاه ايران اما در حقيقت تسلط بر نيروي نظامي كشور .
فرانسويها
براي محروم نماندن از استعمار امتياز حفريات شوش را به يك كارشناس فرانسوي به نام مارس
اوگوست واگذار مي نمايند كه در مدت دو سال حفاري كشفيـات كم ارزش را به ايران داده
و اشياء با ارزش را به فرانسه برده مي شود ودر زمان مظفرالدين شاه اين امتياز تمديد
مي گردد و پنج هزار قطعه نفيس ايران به فرانسه حمل مي گردد.
در
زمان محمدعلي شاه انگليس و روسيه به منازعات خود خاتمه داده و بر سر تقسيم ايران به
سه منطقه توافق مي نمايند. شمال تحت نفوذ روسيه ، جنوب تحت نفوذ انگلستان و منطقه مركزي
بيطرف .
در
زمان احمد شاه باآلمان رابطه برقرار مي شود و شوستر آمريكايي براي تنظيم امور مالي
به ايران مي آيد اما به علت ضد روسي بودن وي با التياتوم روسيه از ايران خارج ميشود.
در
سال 1293 با شروع جنگ جهاني ايران از شمال به تصرف روسيه واز جنوب به تصرف انگلستان
در مي آيد. متعاقب اين اوضاع روسيه و انگلستان باهم تفاهم مي كنند كه منطقه بيطرف تحت
تسلط انگليس در آمده و در عوض روسيه در مناطق شمال آزادي كامل داشته باشد.
روابط
ايران با اروپا بايد در قرن نهم ريشه يابي شود كه مستلزم تحقيقاتي وسيع در دورهء صفويه
، افشاريه و زنديه مي باشد.