نهضت ملي شدن صنعت نفت
قسمت
چهارم
در قسمت سوم چگونگي به نخست وزيري رسيدن دكتر مصدق و برنامه هاي دولت او
ونيز مقاطع سه گانه اي كه مي توان دوره نخست وزيري او را مورد بررسي قرار داد مطرح
شد. اينك دنباله مطلب
سه مقطعي كه گفته شد مي توان دوران نخست وزيري دكتر مصدق را در آن هابررسي
نمود عبارت بودند از:12 ارديبهشت 1330 تا24 تير 1331 – جريان قيام 30 تير. 30 تير
1331 تا28 مرداد 1332
24
ارديبهشت 1330 تا 24 تير 1331
در اين دوران دو جريان با مصدق مخالف اند ، يكي عوامل انگلستان و ديگري حزب
توده مي باشد كه در روزنامه هاي خود شديدترين حملات را به دكتر مصدق و دولتش
مي
نمايد و اورا عامل امپرياليسم معرفي مي نمايند. مردم و جريان وابسته به آيت الله
كاشاني شديداً از دولت حمايت مي نمايند و با تشكيل اجتماعاتي دولت را براي ملي
نمودن نفت ياري مي دهند . نمونة آن دعوت آيت الله كاشاني در 29 ارديبهشت 1330 براي
تجمع مردم در حمايت از دولت و تنفر از مداخلات انگليس. وحدت جبهة ملي محفوظ است و
به همين دلايل دولت مشكلات را يكي پس از ديگري پشت سر مي گذارد . اولين اقدامي كه
بايد دولت انجام دهدخلع يد از شركت نفت سابق است و براي فراهم ساختن مقدمات اين
امر مهم رسيدگي به دعاوي شركت ضروري بود .
دولت انگلستان كه مخالف با ملي شدن صنعت نفت ايران بود اقداماتي در راستاي
دفاع از منافع شركت خود در ايران انجام داد.
سعي براي ارجاع اختلافات به داوري
تهديد به دخالت نظامي و انجام اقداماتي در اين راستا
شكايت به ديوان دادگستري لا هه
آمريكا را به وساطت وادار نمايد.
در پاسخ به ارجاع اختلاف به داوري ، دولت ايران پاسخ داد كه اجراي ملي شدن
نفت ناشي از حق حاكميت ملت ايران است و مطابق با حقوق بين المللي است و قراردادهاي
خصوصي مانع اجراي اين امر نمي شود و هيچ مقام بين المللي هم حق دخالت در آن را
ندارد. دولت ايران حاضر به پرداخت قرامت است و يك هفته براي اجراي قانون مهلت مي
دهد.
در راستاي اجراي تهديدات ، انگلستان چتربازان خود را به حالت آماده باش در
آورد و اعلام نمود كه چهارهزار چترباز خود را به مديترانه شرقي مي فرستد . رزم ناو موريتويس و دو كشتي جنگي خود به نام هاي ورن و
فلامينوگو را به آب هاي مجاور ايران گسيل
داشت و عراق به عنوان مركزي جهت حمله به ايران معرفي شد.. اين تهديدها به علت
موقعيت ايران و طرح مسئلة جهاد مسلمين واقع نشد.
آيت الله كاشاني در مصاحبه اي اعلام نمود در صورت اقدام انگليس عليه ايران
اعلام جهاد خواهم نمود و از كمك دولت ها به ايران به شرط اينكه به ضرر ما نباشد
استقبال مي كنيم.
در مورد شكايت به ديوان لاهه ايران قبلاً صلاحيت اين ديوان را پذيرفته بود
و شكايت انگليس با توجه به موردي كه ذكر نموده بود در صلاحيت ديوان قرار نمي گرفت.
در مورد وساطت آمريكا سفير اين كشور دكتر مصدق و سفير انگليس را به ناهار
دعوت نمود و در اين جلسه سعي بر برقراري مقدمات سازش نمود . دكتر مصدق مذاكره را
رد ننمود ولي شرط نمود مذاكره كنندگان را نمايندگان شركت نفت انگليس باشند نه
نمايندگان دولت انگلستان و انتظار عدول از مقررات قانون از ايران را نداشته باشند.
ترومن رئيس جمهور آمريكا طي تلگرافي سعي نمود نماينده انگلستان هم جزء مذاكره
كنندگان باشد. دكتر مصدق قبول نمود كه يكي از اعضاء هيأت مديره شركت كه منتخب
انگلستان بود جزء هيأت باشد .
هيأت از 21 تا 29 خرداد در تهران با مقامات ايران به مذاكره پرداخت و پس از
چند دور مذاكره تهديد نمود در صورت عدم موفقيت متخصصين خود را از ايران خارج و نفت
خود را نيز از عراق تأمين مي نمايد. دولت ايران از هيأت خواست كه پيشنهادي خلاف
قانون ملي شدن نفت ارائه ندهد . پول فروش نفت را پس از قانون ملي شدن تاكنون به
هيئت مديره تحويل و بيست و پنج درصد آن را به حساب بانك براي غرامت بسپارد و
كارمندان شركت اعمالي بدون جلب نظر هيأت مديره انجام ندهند .
سرانجام هيأت پيشنهاد پنج ماده اي به دولت ايران ارائه نمود كه نمايندگان
ايران آن ها را خارج از حدود قانون ملي
شدن نفت دانستند. در نتيجه اين هيأت با شكست مواجه شد و ايران را ترك كرد و دكتر
مصدق در 29 خرداد در يك نطق راديويي مذاكرات انجام شده را به اطلاع مردم رساند.
به موجب پيشنها طرح پنج ماده اي فوق مبالغي فوري در اختيا دولت ايران قرار
مي گرفت . تا توافق نهايي ماهيانه سه ميليون ليره به ايران داده مي شد . تأسيسات نفت به شركت ملي نفت ايران واگذار مي
گرديد . شركت ملي نفت ايران حق استفاده از تأسيسات را به يك شركت انگليسي كه از طرف
شركت نفت ايران و انگليس تشكيل مي شد اعطا مي نمود ، تأسيسات پخش و فروش در داخل به يك شركت
ايراني داده مي شد . پرداخت غرامت هم قابل قبول نبود.
ادامه دارد