نهضت ملي شدن صنعت نفت

قسمت پنجم

برابر قانون ملي شدن صنعت نفت مجلس سنا و شورا نمايندگان خود را براي تشكيل هيأت مختلط در اواخر ارديبهشت برگزيدند. نمايندگان مجلس سنا عبارت بودند از: دكتر متين دفتري، سروري، دكتر شفق، نجم الملك، سهام السلطان بيات و مجلس شوراي ملي الهيار صالح، دكتر معظمي، مكي، اردلان و دكتر شايگان را انتخاب كردند و مهندس حسيبي هم به عنوان قائم مقام وزير دارايي به تركيب هيأت اضافه شد. اين هيأت از بيست و سوم ارديبهشت شروع به كار نمود و در 11 خرداد هيأت مديره موقتي انتخاب نمود تا زير نظر هيأت مختلط امور شركت سابق نفت را به عنوان شركت ملي نفت ايران به دست گيرد.

هيأت مديره موقت هنگام ورود به آبادان براي خلع يد، مورد استقبال گرم مردم قرار گرفتند. براي تركيب هيأت مديره آقايان دكتر حسابي، دكتر علي آبادي، و مهندس بيات تعيين شده بودند كه چند روز بعد به جاي دكتر حسابي مهندس بازرگان تعيين شد و از هيأت مختلط نيز آقايان مكي، متين دفتر و اردلان به هيأت مديره اضافه گرديدند.

آيت الله كاشاني طي تلگرافي به هيأت مديره حمايت همه جانبه خود را از آنان، آمادگي خود را براي عزيمت به آبادان به منظور خلع يد اعلام داشت. هيأت مديره مهندس بازرگان را به عنوان مدير عامل شركت ملي نفت ايران تعيين نمود تا امور شركت را اداره نمايد. پرچم ايران بر فراز شركت نفت به احتزاز درآمد.به رئيس پخش شركت نفت سابق دستور داده شد تا درآمدهاي حاصل از فروش نفت را به حساب شركت ملي نفت ايران واريز نمايد و به مشتريان نيز اعلام گزدید كه جهت خريد نفت به هيأت مديره مراجعه نمائيد.

هيأت مديره از اريك دريك خواست تا از تاريخ تصويب قانون ملي شدن نفت حسابها را تسليم دارد و امتناع او به منزله خرابكاري در صنعت نفت تلقي مي گردد. او از ايران رفت و محل اقامت خود را در بصره قرار داد.

روز 23 خرداد كه روز تسلط كامل دولت ايران بر تأسيسات نفت بود به نام روز خلع يد نام گرفت و كاركنان خارجي شركت كه حدود چهارهزار و پانصد نفر بودند در 5 تير دسته جمعي استعفا نمودند. دكتر مصدق سعي نمود آن ها را به ادامه خدمت راضي نمايد اما مؤثر نشد و بالاخره خود و خانواده هايشان ايران را ترك نمودند. دولت ايران سعي نمود كه از كشورهاي آمريكا، هلند، بلژيك و سوئد كارشناس بياورد ولي آنان همكاري ننمودند.

كار شركت فقط به تأمين نفت داخلي محدود شد و كشتي ها هم از بارگيري نفت ايران امتناع ورزيدند و در 8 مرداد 1330 آخرين واحد پالايشگاه نيز تعطيل گشت. محافظه كاران انگلستان بر قشون كشي به آبادان تأكيد داشتند ولي آمريكا از مداخله شوروي بر اساس عهدنامه 19 بيم داشت و بر مذاكره تأكيد داشت. در سي خرداد آمريكا اعلام داشت با الغاي يك جانبه قراردادها و اقداماتي كه جنبه توقيف اموال داشته باشد مخالف است و قبلاً نيز در بيانيه اي در اواخر ارديبهشت ايران را به كنار آمدن با شركت نفت انگليس ترغيب نمود و كمكهاي زيادي به شركت نفت انگليس نمود، اما در مقابل ايران تظاهر به دلسوزي مي نمود. تأكيد آمريكا بر مذاكره بين ايران و انگلستان با اين هدف بود كه خود وارد مذاكرات شود و سهمي پيدا نمايد كه چنين هم شد.

 

                                                ادامه دارد