قسمت
پنجم
آقاخان محلاتي فرزند شاه
خليل الله رئيس فرقه اسماعيليه كه دربم وكرمان طرفداران زيادي داشت به علت عدم توجه
حاج ميرزا آغاسي به وي در سال 1253 طغيان نمود وقلعه بم را به تصرف خود درآورد پس از
اندك مقاومتي توسط حاكم كرمان فيروز ميرزا تسليم وبه تهران فرستاده شد0 قبل ازتسليم
شدن محمد شاه وي را به تهران احضار كه اواعتنايي به اين موضوع ننمود ،باشفاعت رجالي
چون فرمانرواي فارس وحاج ميرزا آغاسي مورد عفو قرارگرفت. پس از چندي به بهانه سفر مكه
ازتهران خارج ومبادرت به جمع آوري سپاهي نمود وباحكام دولتي چندين جنگ راانجام داد
.اين فرد ازحمايت عمال انگليس برخوردار بود به طوري كه درحمله به كرمان ازچندين عراده
توپ استفاده نمود0 اوداماد فتحعلي شاه بود 0درشكست آخر ازحاكم كرمان به جانب لارگريخت
وازراه بلوچستان وقندهار درسال 1257 به هندرفت ودرآنجا تحت حمايت دولت انگليس به تبليغ
فرقه اسماعيليه پرداخت وفرقه آقاخاني اسماعيلي رادرآن سرزمين بنياد نهاد اودر دربار
قاجاريه مورد احترام بود درسال 1251 ازسوي محمد شاه حكومت كرمان به وي سپرد .پس ازتسليم
شدنش واعزام به تهران دوباره به حكومت قم ومحلات ازسوي آغاسي منصوب گرديد 0 حمايت عمال
انگليس درايران وهند ازوي بيانــــــگر سؤ استفاده استعمار انگليس ازفرقه هاي مذهبي
براي تامين منافع نامشروع خويـــش مي باشد
0
بوجود آمدن فرقه بابيه
يكي از وقايع مهم عهدقاجار وتاريخ معاصر ايران است كه نشأت گرفته ازفرقه شيخه است كه
ازطرفداران شيخ احمد احساني بودند – وي فرقه اي بنياد نهاد كه بامذهب اثني عشري متفاوت
بود به اين معني كه ازپنج ركن دين ومذهب سه ركن توحيد – نبوت وامامت راقبول داشت وركن
چهارمي به نام وكيل به عنوان واسطه بين مردم وامام غائب رابه عنوان ركن رابع به سه
ركن مذكور افزوده شيخ احمد احساني ازاهالي احساء شبه جزيره عربستان بود شيخ احمد شاگردي
به نام سيد كاظم رشتي داشت اونيز دوشاگرد به نامهاي حاج محمد كريم خان قاجاروسيدعلي
محمد شيرازي داشت 0
سيد علي محمد شيرزاي
درشيراز به دنيا آمد وپس از سفرمكه به بوشهر رفت ودرآنجا باچند نفرانگليسي مراوده داشت
. وي دعوت خودرا ازبوشهر آغاز نموده خودرا ركن يا باب يعني امام زمان خواندازاين روپيروان
اورا بابيه مي نامند ارتباط وي باانگليسي ها مبين اين است كه وي باراهنمايي آنها اقدام
به چنين ادعايي نموده وكتابي هم به نام بيان نوشته است 0
علما
ومجتهدين شيراز ازدولت تقاضاي تعقيب وي را نمودند دستور آورد ن وي به تهران صادرشد
اما هنگامي كه به اصفهان رسيد حاكم اصفهان اوراتحت حمايت خود قرارداد ( پس از مرگ حاكم
اصفهان ( منوچهر خان معتمدالدوله ) باب رااز پشت دروازه هاي تهران عبور داده ودر قلعه
اي درنزديك سلماس وسپس درماكو زنداني
شد0
امير
كبير پس از رفع شورش هاي بابيان درمناطق مختلف تصميم به برداشتن پيشوا ي آنها گرفت
0 به حاكم تبريز دستورداد وي را به تبريز منتقل نمايد 0 علماي تبريز فتواي قتل وي را
دادند0 درهنگامي كه بدارآويخته شد طناب دارپاره شد و وي جان سالم بدربرد ودر اصطبل
سرباز خانه پنهان شد همين پنهان شدن موجب گرديد كه پيروان وي معتقد به غايب شدن او
باشند0 اما درسال 1266 وي راپيدا واعدام نمودند 0
پس از كشته شدن اوبين پيروانش
اختلاف افتاد، عده اي اندك پيرو ميرزا يحيي نوري معروف به صبح ازل شدند عده اي ديگر
كه تعداد شان زياد بود ازبرادر بزرگتر او به نام حسينعلي نوري معروف به بهاء الله پيروي
نمودند 0 اين دوبرادر به خاك عثماني رفتند وچون درآنجا بين پيروانشان اختلاف درگرفت
دولت عثماني ميرزا يحيي رابه جزيره قبرس وحسينعلي رابه عكا تبعيد نمود0 ميرزا حسينعلي آئين جديد ي آورد كه به خاطر
لقب او(بهاءا...) به بهائي معروف
شد0 وي معتقد بودكه باب ظهور فردي را به نام من يظهره الله (كسي كه خدا اورا ظاهر خواهد
ساخت ) پيشبيني نموده است 0فرقه ازلي
دراقليت ماند اما فرقه بهائي توسعه يافت 0 كتاب مذهبي ميرزا حسينعلي اقدس وايقان مي
باشد 0