نهضت ملي شدن صنعت نفت

قسمت دوازدهم

 

به دنبال استعفاي دكتر مصدق به دستور شاه براي ممانعت از پخش اين خبر و بوجود آمدن عكس العمل در مردم براثر آن اداره راديو را اشغال نظامي گردید. اما در روزنامه باختر كه دكتر فاطمي صاحب امتياز و مدير مسئول آن بود متن استعفا به چاپ رسيد.

شاه مي كوشيد نخست وزيري را به الهيار صالح ، مكي يا بقايي محول نمايد اما محبوبيت دكتر مصدق به هيچ كس اجازه نداد به جاي او بنشيند جز يك نفر و آن هم قوام السلطنه بود.

قوام كه شاه لقب جناب اشرف را از او پس گرفته بود نوروز سال 1331 به ايران بازگشته بود و با حمايت آمريكا سوداي نخست وزيري را در سر مي پروراند و به پشتيباني اشرف و مادر شاه در دربار دلگرم بود اما شاه كه دوران صدارت قبلي وي و حقارت هايي كه در حق شاه انجام داده بود به یا د داشت علاقه اي به قدرت گيري قوام براي بار چندم نداشت.

مصدق به خانه رفت و تا سه روز حتي سران جبهه ملي هم نتوانستند با او ملاقات نمايند. اين اقدام مصدق براي رودررو قرار دادن آيت الله كاشاني و دربار بود زيرا او اطلاع داشت كه وابستگان دربار در تلاش هستند تا از طريق اطرافيان آيت الله كاشاني در وي نفوذ يابند.منزل آيت الله كاشاني در اين روزها محل مراجعات متعدد بود و چشم ها به آنجا دوخته شده بود.

روز 26 تير مجلس شوراي ملي بدون حضور نمايندگان نهضت ملي تشكيل جلسه داد و در اين جلسه غير رسمي كه در آن 42 تن نماينده حضور داشتند 40 نفر به زمامداري احمد قوام(قوام السلطنه) رأي اعتماد دادند و شاه نيز در همان روز با لقب جناب اشرف فرمان نخست وزيري وي را صادر نمود.

قوام با توجه به سابقه اش و واقف بودن به انتخاب ناگزير خود توسط شاه و از طرف ديگرتعداد قابل توجهي از نمايندگان مجلس طرفدار دكتر مصدق بودند و بقيه هم كه از وي حمايت كرده اند در راستاي منافع خود گام برداشته اند اميدوار بود به پشتيباني سفارت هاي انگليس و آمريكا فرمان انحلال مجلس را از شاه بگيرد اما شاه موافقت ننمود واين اقدام را خطرناك مي دانست.

قوام اقدام به تعيين كابينه نمود. حزب توده براي اينكه گذشته خود را جبران نمايد در 29 تير تصميم كميته مركزي را براي سرنگوني قوام به طرفداران خود اعلام نمود. قوام مي كوشيد در آيت الله كاشاني نفوذ نمايد و پيشنهاد نمود ايشان چند تن از وزرا را پيشنهاد نمايد. بيانيه اي شديدالحن خطاب به مردم در مورد ايجاد اخلال در نظم عمومي صادر نمود كه حتي موجب نگراني تعدادي از مشاورانش شد.

پخش خبر استعفاي دكتر مصدق، نخست وزير شدن قوام، صدور اطلاعيه شديد- الحن او و متعاقب آنها اعلاميه حكومت نظامي تهران مبني بر برحذر داشتن مردم  تهران و سراسر كشوربا مخالفت های مردم مواجه شد.

در روز 26 تير ماه بيشتر مغازه هاي بازار تهران تعطيل شد. مقاومت مردم ايران با صدور اطلاعيه نمايندگان نهضت ملي در مجلس و چند تن ديگر از طرفداران مصدق شكل گرفت. آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني در مصاحبه اي مطبوعاتي خطاب به مردم، دكتر مصدق را سد راه استعمار اعلام نمود و بركناري او را از ناحيه استعمار دانست. به احمد قوام هشدار داد و مردم را به بستن كمر همت در اين جهاد فرا خواند. روزهاي 26 و 27 تيرماه اعتراضات مردم بالا گرفت. زره پوش هاي ارتش در نقاط مختلف تهران مستقر شدند. قوام براي تسلط بر اوضاع بر شدت اقدامات خود افزود و براي ساكت نمودن آيت الله كاشاني تماس هايي با ايشان برقرار نمود اما چون موفق به جلب رضايت وي نشدند بدون اطلاع شاه محرمانه دستور بازداشت وي را صادر نمود اما چون راديو بي بي سي اين خبر  را قبل از بازداشت در روز 28 تير پخش نمود طرح قوام عقيم ماند.

تظاهرات مردم به اوج خود مي رسيد تا اينكه در روز 29تیر تهران به حالت تعطيل درآمد. پرسنل كارخانه ها، اتوبوس راني، سيلو ها دست از كار كشيدند و مردم در نقاط مختلف تهران با نيروهاي نظامي به زد و خورد پرداختند. عصر روز 29 درگيري مردم با نيروهاي نظامي بيشتر شد و تعدادي از مردم مجروح شدند. صبح روز 30 تير بر تعداد تانك ها، زره پوش ها و سربازان افزوده شد.

تظاهرات مردم در شهرستان ها روز سي تير افزون تر شد. در تهران با اوج گيري زد و خورد ها و مقاومت مردم مواردي از نافرماني نظاميان مشاهده شده بود و مقارن ساعت چهار بعدازظهر شاه از ترس پيوستن ارتش به مردم و وقوع انقلاب به نيروهاي نظامي دستور ترك مقاومت و بازگشت به پادگان ها را داد. يك ساعت بعد قوام استعفا داد و مخفي شد. خبر استعفا قوام السلطنه به وسیله وزير دربار به نمايندگان نهضت ملي در مجلس داده شد و آنان خبر را از طريق راديو كه در اختيار طرفداران مصدق بود پخش نمودند و امنيت شهر را به مردم سپردند.

ساعت 7 بعدازظهر انبوه مردم عازم خانه دكتر مصدق شدند. رهبر نهضت ملي در بالكن خانه خود ظاهر شد و در حالي كه به شدت مي گريست گفت: اي كاش مرده بودم و مردم ايران را اين طور عزادار نمي ديدم و000

در شامگاه سي ام تير پيروزي ديگر نصيب ايران شد و آن اعلام رأي ديوان داوري لاهه مبني بر عدم صلاحيت ديوان براي رسيدگي به شكايت انگلستان بود.

پس از استعفاي قوام مجلس شورا تشكيل جلسه داد و از 64 نماينده 61 نفر آنها به مصدق رأي اعتماد دادند.

                                                                            ادامه دارد%