نهضت ملي شدن صنعت نفت
قسمت سيزدهم
پس از ديدار سه ساعته دكتر مصدق با شاه در روز سي و يكم
تيرماه وي كابينه خود را معرفي نمود و براي نخستين بار در طول تاريخ مشروطيت اداره
وزارت جنگ با تغيير نام به وزارت دفاع ملي در اختيار دولت قرار گرفت و اين در
نتيجه قيام سي تير و تثبيت موقعيت دكتر مصدق بر اثر آن قيام بود و به حيثيت و قدرت
شاه نيز لطمه وارد شد. ملكه مادر و اشرف مجبور به ترك كشور و مخالفان مصدق مجبور
به عقب نشيني شدند.
مجلس شورا سي تير را به عنوان قيام مقدس ملي به رسميت شناخت و احمد قوام را به علت كشتار مردم مفسد
و في الارض تشخيص داد و كليه اموال و دارايي هاي او را مشمول مصادره قرار داد. روز
پنجم مرداد هيأت دولت به مجلس شورامعرفي شدند. امامي رئيس مجلس كه از قوام حمايت
كرده بود كنار رفت و آيت الله كاشاني به عنوان رئيس مجلس انتخاب شد. برنامه اي 9
ماده اي در زمينه سياست داخلي براي ايجاد اصلاحات تقديم مجلس شد. برنامه اصلاحي
دولت عبارت بود از: اصلاح قانون انتخابات مجلس شوراي ملي و شهرداري ها. اصلاح امور
مالي و تقليل بودجه . اصلاح امور اقتصادي به وسيله افزايش توليد و ايجاد كار.
اصلاح قوانين پولي و بانكي . بهره برداري از معادن نفت كشور. اصلاح سازمان اداري و
استخدامي و قضايي. ايجاد شوراهاي دهات به منظور اصلاح اجتماعي . اصلاح قوانين
دادگستري. اصلاح قانون مطبوعات. اصلاح امور فرهنگي، بهداشتي و ارتباطي.
در روز 7 مرداد مجلس با 68 رأي از 69 نفر به اعضاء
كابينه رأي اعتماد داد. در روز 9 مرداد لايحه اختيارات نخست وزير با قيد دو فوريت
تقديم مجلس شد كه در آن به نخست وزير اجازه داده مي شد تا مدت شش ماه لوايح اصلاحي
پيشنهادي را به صورت آزمايشي به مرحله اجرا درآورد. طرح اين لايحه اختلافات موجود
در بين سران جبهه ملي را آشكار ساخت و سرانجام همين اختلافات موجب شكست نهضت ملي
شد.
به رغم مخالفت ها لايحه اختيارات با اكثريت قاطع در روز
هفتم مرداد به تصويب رسيد. روز11 مرداد برنامه پيشنهادي دولت در مجلس سنا مورد
تصويب قرار گرفت و در 12 مرداد مجلس شورا طرح مصادره اموال احمد قوام را تصويب كرد
. اختيارات نخست وزير كه براي مدت شش ماه به تصويب رسيده بود در دي ماه براي مدت
يك سال ديگر تمديد شد.
از فرداي سي تير اختلافات بين سران نهضت ملي خصوصاَ بين
دو ستون نهضت يعني مصدق و كاشاني آشكارتر شد. ايجاد اختلاف بين دو رهبر نهضت در
رأس برنامه هاي دربار و عوامل وابسته به انگليس و سفارت بريتانيا قرار گرفت. مصدق
مخالف دخالت روحانيون در امور مملكت بود و علي رغم نقش بسيار مهم آيت الله كاشاني
در پيشبرد نهضت به او بي اعتنا بود و در عين حال به پشتيباني آيت الله كاشاني و
طرفدارانش نياز مبرم داشت. آيت الله كاشاني خود را پس از نخست وزير، اولين شخصيت
سياسي مملكت مي دانست و انتظار داشت با توجه به نقشي كه در حمايت از نهضت
داشته است درامور مملکت مداخله و نظارت نمایداما دکتر مصدق با این
موضوع مخالف بود و روز به روز نسبت به آيت الله كاشاني
بي اعتنا مي شد.
كاشاني انتظار مشورت از مصدق در تعيين كابينه دوم داشت و
نسبت به بعضي از اعضاء كابينه شديداَ معترض بود و اين امر موجب تيرگي روابط و
رويارويي آن دو گرديد. اين اختلافات روي تركيب جبهه ملي، فراكسيون نهضت ملي و
نمايندگان اثر گذاشت به طوري كه نمايندگان در انتخاب رئيس مجلس پس از امامي در بين
دكتر معظمي كانديداي جبهه ملي و آيت الله كاشاني با اكثريت 47 رأي به آيت الله
كاشاني رأي دادند و دكتر معظمي تنها ده رأي را به خود اختصاص داد. آيت الله كاشاني
سعي مي نمود از مخالفت علني با دولت خودداري كند و در ديدار با نمايندگان ضمن
ابراز ناخشنودي از اختيارات مصدق به نمايندگان توصيه نمود كه با دولت همكاري
نمايند.
انتصاب چند تن در سمت هاي كشوري و لشكري از جمله اخوي
وزير اقتصاد و سرلشكر وثوق معاون وزارت دفاع، نصرت الله اميني شهردار تهران، محمد
دفتري رياست گارد گمرك كه پس از سوء قصد به شاه در سال 1327 مأموريت تبعيد آيت
الله كاشاني را بر عهده داشت و نيز عدم تعقيب احمد قوام موجب ناخشنودي كاشاني شد.
ايشان در نامه اي به مصدق كه روزنامه هاي وابسته به دربار بلافاصله آن را با آب و
تاب منتشر نمودند اعلام داشت اگر وضع بدين منوال پيش برود نه تنها تهران بلكه
ايران را ترك خواهد نمود. دكترمصدق درپاسخ نامه ايشان نوشت جناب
عالی ازاين افراد كه آقاي اخوي و وثوق
بدون حقوق حاضر به خدمت شده اند و آقاي اميني از فعالترين اعضاء نخست وزيري هستند چه نقصي ديده ايد . چرا
حضرت عالي از شهر خارج شويد اجازه فرمائيد بنده از مداخله در امور خودداري كنم.
روابط نزديك مصدق با آيت الله بروجردي و صدور تصويب نامه
اي كه در آن اهانت به آيت الله بروجردي جرم قابل تعقيب محسوب مي شد و در نظر نگرفتن هيچ گونه مصونيتي
براي آيت الله كاشاني موجب ناراحتي بيش از پيش ايشان گرديد. شدت گرفتن اختلاف اين
دو رهبر زمينه را براي نزديكي مخالفان مصدق به آيت الله كاشاني فراهم نمود.
مكي نماينده اول تهران كه خود را قهرمان خلع يد نفت مي
دانست پس از سي تير آشكارا به مخالفت با مصدق پرداخت و با شاه و زاهدي همراه شد و
تا شكست نهضت به اين روش ادامه داد. مظفر بقايي با سمت استاد اخلاق دانشگاه به
بهانه عدم تعقيب مسببين سي تير مبارزه با دولت مصدق را آغاز و در ربودن و فتل
افشار طوس رئيس شهرباني دست داشت و در توطئه سقوط دولت مصدق همكاري داشت.
ابوالحسن حائري زاده رهبري اقليت مجلس را در مبارزه با
مصدق در دست گرفت و ضمن ائتلاف با مخالفان مصدق وجناح دربار تا براندازي حكومت مصدق از پاي ننشست.
ادامه
دارد%