نهضت ملي شدن صنعت نفت

قسمت چهاردهم

اختلاف بين دو رهبر نهضت روز به روز بيشتر مي شد.مصدق و كاشاني زماني كه به دور از القاآ ت اطرافيانشان در كنار يكديگر مي نشستند، مشكلي نبود كه حل نشده بماند و اين براي مخالفان نهضت وضعيت بدي بود و پيوسته تلاش مي نمودند تا رابطه صميمانه اي بين اين دو رهبر به وجود نيايد و هميشه با يكديگر مخالف باشند. نهضت ملي شدن صنعت نفت تشكيلات سياسي منسجمي نداشت و تنها بيانيه هاي آيت الله كاشاني و پيام هاي مصدق بود كه مردم را به شور مي آورد و آنان را براي دفاع از نهضت به صحنه می کشاند

آنچه كه اتحاد مصدق و كاشاني را آسيب پذير ساخته بود علاوه بر توطئه هاي مداوم انگلستان وآمريكا جاء طلبي و قدرت خواهي كساني بود كه در اطراف اين دو رهبر قرار داشتند . چنان كه تهمت و توهين و افترا كار هر روز روزنامه هاي طرفدار دولت و كاشاني شده بود.

نشريات به سوي آينده ، شورش، چلنگر، پرخاش، نيروي سوم، جبهه آزادي با نشريات توده اي هم صدا شده و به حمايت از دولت مقالات تند و موهتي عليه آيت الله كاشاني مي نوشتند. از آن طرف نيز نبرد ملت، شاهد، پرچم اسلام وآتش با نشريات وابسته به دربار همگام شده و بر عليه دولت و به حمايت از آيت الله كاشاني مبادرت به نشر توهين، تهمت و افترا مي نمودند.

قتل سرهنگ افشار طوس و دستگيري عاملان اين جنايت نام بقائي را علاوه بر دربار بر سر زبان ها انداخت. لطفي وزير دادگستري لايحه سلب مصونيت از بقايي را به مجلس برد و اين پايان ائتلاف حزب زحمت كشان و دولت مصدق بود. دكتر مصدق براي مجبور نمودن شاه به عقب نشيني تهديد كرد در يك سخنراني عمومي پرده از دسايس دربار برخواهد داشت و ابوالقاسم اميني را به عنوان كفالت وزارت دربار گماشت تا مواظب اعمال شاه باشد و دستور دستگيري زاهدي رهبر مخالفان را صادر نمود. زاهدي با اطميناني كه حسين مكي به او داده بود در مجلس متحصن شد. از آن روز گروهي از اطرافيان مصدق در گوش نخست وزير مي خواندند كه زاهدي با آيت الله كاشاني عليه دولت همكاري مي كند.

مصدق احساس مي نمود پيروزي وقتي ممكن است كه او بتواند تؤطئه هاي داخلي را سركوب نمايد. مخالفت مجلسيان با دولت بالا گرفت و با تعطيلي جلسات مجلس از تصويب لوايح دولت ممانعت نمودند. مصدق تهديد بر انحلال مجلس نمود. نمايندگان در ملاقاتي با شاه از او قول گرفتند كه تحت هيچ شرايطي زير بار پيشنهاد انحلال مجلس نمي رود غافل بودند از اینکه مصدق با استفاده از اختیارات شاه نمی خواهد مجلس را منحل نماید . آيت الله كاشاني نيز به نمايندگان اطمينان داد كه نخواهد گذاشت مصدق مجلس را منحل نمايد.

دكتر مصدق تحت تأثير اطرافيان خود دست به اقدامي زد كه در حقيقت نقطه پايان همكاري هاي او و آيت الله كاشاني بود. موافقان دولت در مجلس دكتر معظمي را به جاي آيت الله كاشاني به رياست مجلس برگزيدند. آيت الله كاشاني در طول مدتي كه رياست مجلس را برعهده داشت هيچگاه بر صندلي رياست ننشست تنها يك بار

و آن هم در يك جلسه غير علني و به درخواست عكاسان مطبوعات. اين  اقدام نمایندگان طرفدار دولت براو و طرفدارانش گران آمد.

ده روز بعد وقتي نامه ردوبدل شده بين مصدق و آيزن هاور منتشر شد متن نامه نشان داد كه او از جدائي قطعي دو رهبر خوشحال شده است . مصدق با اين نامه دريافت كه يا بايد رهبري نهضت را رها كند و يا بايد كانون هاي تؤطئه در داخل كشور را سركوب نمايد تا راه را براي پيروزي نهضت در روزهاي سختي كه در آينده در پيش دارد فراهم نمايد نامه آيزن هاور پس از آن بود كه روزولت با سفر به اروپا و ملاقات با اشرف كار برنامه ريزي يك كودتا را آغاز نموده بود.. مصدق از بين دو راه مطرح شده در فوق راه دوم را برگزيد.

 

                                                                              ادامه دارد%