نهضت ملي شدن صنعت نفت

قسمت شانزدهم

در قسمت قبل در ارتباط با برخورد نمودن با كانون هاي تؤطئه عليه نهضت ملي شدن صنعت نفت به چگونگي تعطيلي سفارت انگلستان و دستگيري گردانندگان كانون بازنشستگان ارتش که عملاً آنجا را به مركزي براي فعاليت عليه دولت مصدق مبدل ساخته بودند اشاره شد.

اينك دنباله مطلب

خودداري مجلس سنا از تصويب لوايح عفو خليل طهماسبي و مصادره اموال احمد قوام كه آن را خلاف قانون اساسي دانست ، سرآغاز كشمكش بين نمايندگان مجلس شورا و سنا شد. در جلسه روز اول آبان ماه سال 1331 مجلس شوراي ملي طرح تقليل مدت مجلس سنا از چهار سال به دو سال با قيد سه فوريت از سوي عده اي از نمايندگان تقديم مجلس شوراي ملي شد. اين ماده واحده با تفسير اصل پنجم قانون اساسي تهيه شده بود كه در تفسير اين اصل مدت نمايندگي منتخبين مجلس شوراي ملي و سنا را دو سال در نظر گرفته شده بود.

پس از بيانات نمايندگان مخالف و موافق اين ماده واحده به تصويب رسيد و در روز 5 آبان ماه سال 1331 با توشيح شاه تقليل مدت مجلس سنا مرحله نهايي خود را طي نمود و اين كانون تؤطئه عليه دولت تعطيل شد. در روز سوم آبان ماه از ورود سناتورها به محل مجلس سنا جلوگيري شد اما آنها در منزل يكي از سناتورها جمع شدند و به استناد اينكه دوره مجلس سنا در سال 1328 در قانون اساسي شش سال مي باشد و تغيير در قانون اساسي مستلزم تصويب مجلس سنا نيز مي باشد و چون مجلس سنا ماده واحده مجلس را تصويب ننموده پس تا پايان دوره به كار خود ادامه مي دهد اما با توشيح شاه كار از كار گذشته بود و مجلس سنا تاپس از كودتاي بيست و هشت مرداد تعطيل شد و پس از اين كودتا است كه نمايندگان سنا جمع مي شوند و مجدداً مجلس سنا را برقرار مي نمايند. در اول اسفند 1331 دكتر مصدق در پي پيروزيهاي خود در صحنه داخلي و به دنبال انكار شاه مبني بر عدم دخالتش در دسته بندي هاي عليه دولت دكتر مصدق از وي خواست كه صحنه را ترك نمايد و قرار شده بود تا شاه بي سروصدا و به عنوان معالجه به خارج از كشور برود. اشرف از آنسوي مرزها به شاه در مورد خطر اين اقدام هشدار داد. سيد محمد بهبهاني كه در همراهي با دربار سابقه اي طولاني داشت خود را به مراجع قم و آيت الله كاشاني رساند و آنها را از افتادن كشور به دست كمونيست ها و تغيير رژيم در غياب شاه كه به رغم او پشتيبان مذهب شيعه است ترسانيد. آيت الله كاشاني دو نامه يكي به عنوان رئيس مجلس و ديگري با عنوان خود به شاه مي نويسد و وي را از انجام اين سفر بر حذر مي دارد. روز9 اسفند كه مصدق كار سفر شاه رابه پايان رسانده بود ناگهان با اجتماع درباريان و بازنشستگان ارتش و حاميان آنها روبه رو شد كه هر لحظه بر تعداد آنها افزوده مي شد و دورتا دور كاخ شاه را محاصره نموده و به نفع شاه و بر عليه مصدق شعار مي دادند. با ورود بهبهاني به كاخ شاه و قرائت نامه آيت الله كاشاني در ارتباط با منصرف شدنش از سفر به خارج و ملاقات هندرسون به دعوت علاء وزير دربار با شاه تؤطئه مراحل تكميلي خود را طي نمود و مصدق توانست به زحمت از اين ميدان جان سالم به در برد زيرا در كاخ بود و كساني مردم حاضر در اطراف كاخ را به كشتن او تحريك مي نمودند. به خانه دكتر مصدق حمله مي شود، دكتر مصدق به ستاد ارتش مي رود و با تيراندازي نطاميان حاضر در خانه حمله كنندگان وادار به فرار مي گردند. شاه در بالكن كاخ حاضر مي شود و انصرافش از سفر به خارج را اعلام مي دارد. ثريا اسفندياري تظاهركنندگان به نفع شاه را طرفداران آيت الله كاشاني و بهبهاني مي داند و در خاطرات خود از پيغام آيت الله كاشاني به خود در شب قبل براي انصراف شاه از مسافرت به خارج سخن به ميان مي آورد. صبح روز بعد بازاريان طرفدار دكتر مصدق بازار را تعطيل مي نمايند. سه روز بسته شدن بازار و تظاهرات آنها به اتفاق دانشجويان موجب شكست تؤطئه دربار مي گردد و دكتر مصدق خواستار بركناري حسين علاء وزير دربار شد. روز پس از 9 اسفند دكتر مصدق هندرسون سفير آمريكا را احضار و ضمن تذكر دادن ملاقات روز قبل او با علاء و شاه اورا به دخالت در امور داخلي ايران متهم مي نمايد.

نمايندگان طرفدار دكتر مصدق در مجلس متحصن مي شوند. شور و هيجان مردم به دولت اين امكان را مي دهد تا مسببين حادثه 9 اسفند را شناسايي و عده اي مورد تعقيب قرار گيرند. وزير دربار بركنار مي شود و شاه اعلام مي نمايد كه اداره كليه امور كشوري و لشكري بر عهده هيأت وزيران است.

          

ادامه دارد