نهضت ملي شدن صنعت نفت

قسمت هيفدهم

 

ارائه لايحه اختيارات نخست وزير براي پيشبرد برنامه هاي دولت نقطه آغاز رويارويي آيت الله كاشاني و دكتر مصدق بود. از سوي ديگر تعدادي از نمايندگان ، مجلس را به پايگاهي براي مخالفت علني با دولت بوسیله نطق هاي خود مبدل ساخته بودند.

در روز 28 دي ماه سال 1331 هيأت هفت نفره اي از جانب مجلس به ديدار دكتر مصدق رفتند تا درباره لايحه اختيارات نخست وزير با وي گفتگو نمايند. دكتر مصدق در اين ديدار گفت: عدم تصويب لايحه به منزله رأي عدم اعتماد به خود مي داند. در همان روز هيأت رئيسه مجلس پس از بررسي قوانين و مقررات نظر آيت- الله كاشاني را مبني بر مخالف بودن لايحه اختيارات نخست وزير با قوانين و مقررات و عدم طرح آن در مجلس و قرار ندادن آن در دستور کاركه طي نامه اي اعلام گرديده بود مغاير با آئين نامه داخلي مجلس و قوانين دانسته ومصوبه هيأت رئيسه را طي نامه اي جهت آيت الله كاشاني ار سال نمودند.

آيت الله كاشاني در پاسخ به اين نامه تلويحاً اشتباه خود را پذيرفت و مجلس در 29 دي ماه اين لايحه را تصويب نمود . در همين روز تظاهراتي به پشتيباني از دكتر مصدق و پاسخ به پيام 15 دي ايشان خطاب به مردم صورت گرفت در اين تظاهرات بيانيه اي از سوي آيت الله كاشاني پخش گرديد كه اختلاف بين خود و دكتر مصدق را تكذيب نمود و بيان داشت كه افراد بي اطلاع نامه وي به مجلس را دليل بر وجود اختلاف دانسته اند.

روز بعد يعني در 30 دي ماه آيت الله كاشاني نامه اي تهديدآميز به دكتر مصدق نوشت كه متن آن حاكي از وجود اختلافات بين آنان بود. مصدق ضمن نادیده گرفتن این نامه در پيامي به مردم علل تقاضاي تمديد اختيارات را تشريح نمود و بر وحدت پيشگامان نهضت در شرايط حساس آن موقع تأكيد نمود .

ادامه اختلافات آيت الله كاشاني و دكتر مصدق كه مردم با نگراني شاهد آن بودند. تعدادي از فعالين نهضت ملي، مديران مطبوعات و سران بازار بر آن داشت تا برای براي رفع اين بحران بكوشند و از اول بهمن 1331 اين مسئله را به شدت پيگيري نمودند . سرانجام ای اقدامات منجر به تشكيل جلسه اي در منزل يكي از منسوبين آيت الله كاشاني گردید كه اين دو با هم ديدار كردند و پس از سه ساعت گفتگو و مذاكره بيانيه اي مبني بر تداوم همكاري اين دو رهبر نهضت با امضاء مشترك آن ها منتشر شد.

 از20اسفند سال 31 پس ازاعلام شمس قنات آبادي مبنی بر جدایی گروهش از نهضت ملي ، بوجود آمدن انشعاب دراين فراكسيون بيشترشد به طوري كه دراواخر سال 1331جبهه ملی که ازگروههاي سياسي با ايدئولوژي هاي متفاوت تشكيل شده بود عملاً متلاشي گرديد.

پس از واقعه 19 اسفند و شكست دربار آيت الله بروجردي كه در امور سياسي دخالت نمي نمود در پيامي از شاه و نخست وزير خواست با هم تفاهم داشته باشند تا از اختلافات آنان سوء استفاده نشود .

در جلسه 19 اسفند مجلس گروهي را از جريانات مختلف تشكيل داد تا پس از مذاكره با شاه و نخست وزيري گزارش از حدود وظايف آن ها را به مجلس تسليم نمايند. اين هيأت پس از مذاكره طولاني با شاه و مصدق گزارشی را تهيه نمودند كه در آن وظيفه اداره مملكت را بر طبق قانون اساسي بر عهده دولت می دانست و شاه در اين مورد نبايد دخالت نمايد. دولت خواستار تصويب اين گزارش در مجلس شد كه با ممانعت نمايندگان وابسته به دربار و نطق هاي جنجالي آن ها اين امر مسكوت ماند. بدين ترتيب كار هيأت نه تنها كمكي به حل اختلاف دربارو دولت نكرد بلكه بر شدت آن افزود و موجب گرديد تا دكتر مصدق در پيامي راديويي به مردم در شب 17 فروردين 1332 مردم را از چگونگي تؤطئه 9 اسفند و نقش دربار در آن آگاه نمايد.

فراكسيون نهضت ملي همچنان براي تصويب گزارش هيأت هفت نفره تلاش مي نمودند و نمايندگان مرتبط با دربار با حضور نيافتن در مجلس آن را از حد نصاب مي انداختند تا گزارش تصويب نشود زيرا تصويب آن به ضرر شاه و دربار و به نفع دولت و مصدق بود.

با تشكيل دو فراكسيون نجات نهضت ملي و آزادي توسط مظفر بقايي و ميراشرافي به كمك ديگر نمايندگان وابسته به دربار عملاً اين دو فراكسيون هسته هاي مبارزاتي عليه دولت دكتر مصدق در مجلس شدند. با پيدايش اين دو فراكسيون، دو فراكسيون ديگر به نام هاي اتحاد و كشور از نمايندگان منفرد تشكيل گرديد كه روش ميانه اي داشتند اما متمايل به طرف برنده.

آيت الله كاشاني در مصاحبه اي با خبرنگار نيويورك تايمز با تصويب و طرح گزارش هيأت هفت نفره در مجلس مخالفت و رژيم سلطنتي را مورد حمايت قرار داد و وجود شاه را جهت جامعي براي جمع آوري كليه طبقات مردم به دور اين محور ثابت دانست.

 

                                                              ادامه دارد%