نهضت ملي شدن صنعت نفت

قسمت بيست ودوم

پس از فرار شاه اقدام دولت از بيم كودتايي كمونيستي آرام نگاه داشتن فضاي جامعه بود. در همين ايام سران حزب توده اعلاميه اي منتشر نمودند كه در آن ضمن حمايت از دولت دكتر مصدق از ملت خواستند به شعارهاي سازشكارانه اي كه هدفش حفظ سلطنت، گیرم بدون محمدرضاشاه است اعتنا نكنند و در پايان آن اين شعار نوشته شده بود كه:«برچيده باد سلطنت، زنده باد جمهوري دموكراتيك». اين شعار بهترين مدركي بود براي اين كه موافقان شاه بتوانند خود را به مخالفين دولت نزديك نمايند. آنان خود را به سرعت به آيت الله كاشاني، مكي، حائريزاده، بقايي رسانده و با ارائه اين اطلاعيه به آنها چنين القاء نمودند كه سرنگوني سلطنت يعني برقراري يك حكومت كمونيستي. حزب توده كه موافقتي با دولت دكتر مصدق نداشت و بي آنكه بتواند نيروهايش را به نفع دولت وارد عمل نمايد با اين اقدام خود بهترين ضربت را به دولت مصدق وارد نمود و در مردم خوف و وحشت استقرار يك حكومت كمونيستي را بوجود آورد.

سرمايه داران و بازاريان كه مجبور به حمايت از دولت نبودند با آشكار شدن اختلافات كاشاني ومصدق به مرور جذب دربار شدند. بودند افراد زيادي كه مي كوشيدند خبر تؤطئه اي كه در حال اجرا بود به گوش آيت الله كاشاني نرسد وبودند افرادي  از طرفداران دكتر مصدق سعي مي نمودند تا به او تفهيم نمايند كه تؤطئه اي از سوي آيت الله كاشاني و طرفدارانش بر عليه دولت در حال تكوين است. ادامه تلاش هاي سيد محمود طالقاني كه در آن هنگام روحاني جواني بود وكوشيد تا با كمك حاج سيد جواد روحاني قزويني كه از طرفداران نهضت بود بين كاشاني و مصدق را به مصالحه كشاند به نتيجه اي نرسيد وی در اين ايام روزهاي سختي را مي گذراند زيرا طرفين ديگر گوش شنوايي براي صحبت هاي او نداشتند.

در اين هنگام نامه اي از آيت الله كاشاني به مصدق رسيد. نامه اي مفصل ، گويا او كوشيده بود تا صداي خود را از بالاي سر اطرافيان و طرفدارانش و به دور از طرفداران مصدق به گوش او برساند. در اصل اين نامه شك و ترديدهايي وجود دارد كه آيا اين نامه در آن روزها نوشته شده است يا بعداً درست شده وجود دارد. اين نامه حاوي مطالبي است. نامه ضمن بيان مطالبي كه تهمت به مصدق است اما حاوي مطالب درستي نيز مي باشد كه مي توانست با يك حركت درست از جانب دكتر مصدق مثل رفتن به خانه كاشاني موجب شكست كودتا گردد ولي مواردي دست به دست هم داد تا چنين اقدامي صورت نگيرد از جمله: معرفي افرادي كه آيت الله كاشاني در نامه از آنها اسم برده بود كه: «اگر براستي در اين فكر اشتباه مي كنم سيد مصطفي و ناصرخان قشقايي را خدمت مي فرستم». اين دو فرد از عناصري بودند كه مصدق به آنان بدگمان بود زيرا مصدق گزارش هايي داشت كه بيانگر ارتباط سيد مصطفي كاشاني با دربار بود. مؤيد درست بودن اين گزارش ها نطق سيد مصطفي پس از پيروزي كودتا در راديو ، مدالی كه بعد از كودتا به او داده شد ونماينده شدنش در مجلس. ناصر قشقايي نيز كسي نبود كه اطمينان مصدق را جلب نمايد زيرا ارتباطي با دربار و قوام داشت.

مورد ديگر اتهامات قيد شده در نامه بود از جمله: آمريكا در گرفتن نفت ما را ياري نموده اكنون بدست جناب عالي مي خواهد اين ثروت ما را به چنگ آورد. از جمله اتهام ديگر اين بود كه مصدق در پنهان دل با كودتاچيان دارد و در يك تير ديگري صحنه را ترك خواهد كرد و به خانه خواهد خزيد.

در ابتداي نامه آيت الله كاشاني گلايه هايي از عدم توجه مصدق و دولت به نصايح او وبي حرمتي نسبت به وي وخدماتش نسبت به نهضت و ياري دولت ذكر گرديده است.

پاسخ مصدق چيزي بود كه به نفع كودتاچيان تمام شد نه كوشش براي رفع اتهامات، نه اقدامي براي التيام آلام و روابط بلكه «اينجانب مستحضر به پشتيباني ملت هستم، والسلام».

خطر از كنار گوش كودتاچيان گذشت زيرا در نامه مذكور آيت الله كاشاني حادثه اي كه در حال تكوين بود افشا نموده بود اما با كلمات نيش دار وزهرآگين. من شما را باهمه بدي هاي خصوصي تان نسبت به خود از وقوع حتمي يك كودتا به وسيله زاهدي كه مطابق با نقشه خود شماست آگاه كردم كه فردا جاي هيچ گونه عذر موجهي نباشد.

 

                                                ادامه دارد%