نهضت ملي شدن صنعت نفت
قسمت بيست و سوم
صبح پس از كودتا يعني 25 مرداد دكتر
مصدق سرتيپ دكتر علينقي شايانفر دادستان فرمانداري نظامي را احضار و به او دستور
مي دهد از دستگيرشدگان تحقيق نمايد تا مشخص شود چه كسي كودتا كرده است. شاه، ارتش
يا ديگران.
پس از تحقيقات دادستان نظامي مشخص مي
شود كه سرهنگ اشرفي فرماندار نظامي وفادار به مصدق و سرتيپ مدبر رئيس شهرباني با
كودتاچيان قرار گذاشته اند چون سوگند وفاداري با مصدق خوانده اند نمي توانند به
طور علني همكاري نمايند اما در حين عمل فرماندار نظامي معترض كودتاچيان نمي شود و
مدبر نيز گفته بود مي ماند تا موقع عمل.
موضوع به اطلاع نخست وزير توسط دادستان نظامي رسانده مي شد دكتر مصدق اشرفي
و مدبر را بركنار مي نمايد ولي جانشينان آن ها نيز كمتر از آنان خيانت نكرده اند.
كروميت روزولت پس از شكست كودتاي اول
بي درنگ براي انجام كودتاي دوم اقداماتي بشرح زير انجام داد:
1- انتشار فرمان عزل دكتر مصدق و
انتصاب زاهدي به منظور جلب پشتيباني فرماندهان نظامي و ايجاد ترديد در مردم.
2- انتقال سرلشكر زاهدي به يكي از
مخفيگاه هاي سپاه
3- كوشش در جهت همراه ساختن فرماندهان
لشكر اصفهان و تيپ كرمانشاه و اعزام يگان هايي از آنها به تهران.
4- برپايي تظاهرات خياباني به طرفداري
از شاه.
اقدامات ديگري نيز در نظر گرفته شده
بود از قبيل انفجار راه آهن، قطع ارتباط تهران با ديگر نقاط، انفجار فرستنده
راديويي، انفجار مخازن سوخت در شهرها، قطع برق تهران و… كه اردشير
زاهدي در نوشته هاي خود به آنها اشاره مي نمايد.
از صبح روز 26 مرداد برادران رشيديان
با راهنمايي عوامل سيا دسته جاتي اجير شده در نقاط مختلف تهران براه مي اندازند تا
به نام حزب توده عليه شاه شعار دهند و مجسمه ها را پايين آورند، توده ايهای
واقعي نيز با آنها همراه می شوند و شهر را به ناآرامي مي كشانند.
بعدازظهر روز 27 مردادمأمورین
فرمانداري نظامي تظاهرات توده اي ها و توده اي هاي قلابي را به هم مي زنند و آنان
را متفرق مي نمايند اما برادران رشيديان در پناه پاسبان ها، اوباشان و چاقوكشان را
كه آماده كرده بودند به دسته هاي كوچكي تقسيم كرده به حمايت از شاه مبادرت به حمله
به تظاهركنندگان توده اي و رهگذران مي نمايند وآنان را مجبور ميگردانندتا به نفع
شاه و عليه مصدق شعار دهند.
طرح اجراي كودتا در صبح روز چهارشنبه
28 مرداد با دقت، سرعت و مهمتر از همه غافلگيري مردم، احزاب سياسي و دولت به مرحله
اجرا گذاشته مي شود. قبل از ساعت 8 تعدادي از نوجوانان در حمايت اوباشان و
راهنمايي آنان ماشين ها را متوقف و آن ها را مجبور مي نمايند تا با چراغ هاي روشن
عكس هايي را از شاه روي شيشه ماشين ها نصب و حركت نمايند. اين اقدام موجب بوجود آمدن
صفوف طويلي از ماشين ها به حمايت از شاه و حيرت مردم مي گردد.
حدود ساعت 9 گروه ديگري از اوباشان
سازمان يافته و گروهبان ها و پاسبان ها در ميدان بهارستان با طرفداران مصدق به
زدوخورد پرداخته و مأمورين حكومت نظامي بدون دخالت نظاره گر اين امر مي شوند.
مقارن ساعت ده گروه ديگري از اوباشان
و چاقوكشان يه سركردگي حاج طيب رضايي و حسين رمضان يخي ميدان ارك و سبزه ميدان را
اشغال نمودند و در حالي كه به چاقو و چماق و تپانچه مسلح بودند به دسته هاي سي،
چهل نفري تقسيم و هردسته به يكي از وزارتخانه ها، بانك ها و ادارات دولتي حمله
برده ضمن مضروب نمودن نگهبانان عكس هايي از شاه را بر سر در آنها نصب واز آنجا به
طرف دفاتر احزاب و روزنامه هاي طرفدار دولت حمله ور شدند.
راديو تهران برنامه هاي عادي خود را
پخش و هيچگونه خبري از آشوب ها به مردم نداد و دولت نيز اطلاعيه اي در اين باره
منتشر نساخت و دسته هايي از دانشجويان و كارمندان نيز كه خودجوش به مقابله
پرداختند با دخالت عوامل نظامي متفرق شده و به صف حيرت زدگان و نظاره گران
پيوستند. از ساعت دو و نيم بعدازظهر روز 28 مرداد دسته جات مزدور و اوباش و به
دنبال آنان عده اي از مردم بيكار به طرف خانه نخست وزير به حركت درآمدند در اين
هنگام افسران و افراد گارد سلطنتي جاويدان عمليات محاصره اطراف خانه مصدق را آغاز
نمودند.
سرهنگ عزت الله ممتازفرمانده محافظان
خانه مصدق را كه خود فرماندهي قرارگاه را بر عهده داشت مقابله نگهبانان منزل نخست
وزیر را با کودتاچیان جانانه توصيف مي نمايد او مي گويد: تا ساعت هشت
شب و تا زماني كه مطمئن شديم دكتر مصدق و همكارانش از خانه خارج شده اند در مقابل
تانك ها مقاومت كرديم در اين ساعت بود كه با تنگ شدن محاصره مهاجمان به خانه نخست
وزير ريختند و حتي كاشي هاي آن را نيز به غارت بردند.
ادامه
دارد%