پس از کودتای 28مرداد ماه
قسمت پنجاه
18بهمن
صبح امروز
هويزر که از ايران رفته بود گزارش اوضاع را به رئيس جمهور آمريکا ارائه نمود که در
آن بر اتخاذ تدابيری برای بالا بردن روحيه ی ارتش و بختيار تأکيد نموده بود.
اولين اثر
گزارش هويزر اين بود که به سفارت آمريکا در ايران اعلام شد که آمريکا حامی قانون
اساسی و دولت بختيار است و اين به خاطر گزارش هائی بود که در آنها از نفوذ کمونيست
ها در صفوف انقلابيون صحبت به ميان آمده بود. شب کانال های تلويزيونی آمريکا از
بيش از دو سه روز دوام نداشتن عمر دولت بختيار خبر می دادند. اين اخبار از قول
آگاهان در وزارت امور خانه اين کشور بود.
اينک ديگر
بختيار حالتی شبيه به چند ماه پيش شاه در ايران را داشت. ارتباط شورای انقلاب با
ارتشيان و ارتشبد قره باغی و مقدم با سياسيون موجب تنهائی بختيار بی آنکه بداند
شده بود. از يک طرف نظاميان ميانه رو او را به چيزی نمی انگاشتند و ارتشيان تندرو
او را تهديد مي نمودند که قدمی از آنچه که در حکمش آمده نبايد جلوتر برود.
صبح امروز شريف
امامی با موافقت بختيار کشور را ترک نمود و اين برخلاف ادعای او مبنی بر محاکمه
سران دولت های پيشين بود. در سالن بدمينتون امجديه ترتيب تظاهرات چندصد نفرئی به
طرفداری از قانون اساسی داده شد که با قطع شدن ميکروفون آن به بی نظمی کشيده شد.
اين عده تصميم گرفتند فردا تظاهراتی را بر پا نمايند و فرمانداری نظامی وعده ی
تأمين امنيت آن را داد.
خبرگزاری ها
خبر از تماس آمريکا با مهندس بازرگان را منتشر نمودند و کانال تلويزيونی انقلاب که
در يک فرستنده ی سيار از مدرسه علوی برنامه پخش می نمود شروع به کار کرد.
هنوز بودند
کسانی از انقلابيون که در تلاش بودند تا بختيار از راه مسالمت آميز استعفا دهد اما
او تحت تأثير ارتشيان تندرو و قولی که به طرفداران شاه داده بود بر مواضع خود
پافشاری می نمود و از آنچه که در بيرون می گذشت بی خبر بود.
ناآرامی شهرها
را بيشتر فرا گرفته بود و هر روز تعدادی کشته می شدند. پيام برژنسکی که توسط
اردشير زاهدی، اشرف و يکی دو ژنرال باقی مانده در تهران موجب دل گرمی ارتشيان
تندرو شد. آنان در جلسه ی شبانه خود برای يکی دو روز آينده نطفه ی کودتا را بستند.
در حالی که مردم آماده ی حضور در سخنرانی مهندس بازرگان می شدند نظاميان آن روز را
آخرين روز تدارک کودتا قرار دادند.
19 بهمن
از صبح امروز
در سراسر کشور مردم در دسته های بزرگ به همراه گروه های سياسی که با روش مهندس
بازرگان موافقت نداشتند در راهپيمائی هائی حمايت خود را از دولت موقت اعلام داشتند
و طنين شعارهای وای به وقتی که مسلح شوم. نخست وزير ايران ، مهندس مهدی بازرگان
سراسر مملکت را فراگرفته بود.
به دستور
بختيار سربازان و ارتشيان از سرراه تظاهرات کنار رفتند اما در بعضی از نقاط درگيری
هائی اجتناب ناپذير بوجود آمد و مردم نسخه هائی از پيام رهبر انقلاب در ارتباط با
ارتش توزيع نموده و در مقابل افسران و درجه داران قرائت می نمودند و صلوات می
فرستادند .
در اين پيام
آمده بود که ما به نظاميان می گوئيم به ملت ملحق شوند. ما می گوئيم اسلام بهتر از
کفر است.ملت برای شما بهتر از اجنبی است و ...
در اين روز
خبرهای ناگواری از شهرستان ها می رسد. در اين دو روز تبريز 500 کشته ، آباده 52 ، آبادان 10 ، اردبيل 33داده بودند اما در مقابل
مردم رشت در حمله به ساواک 9 نفر از آنان را کشتند و 17 مأمور اعدام شد. در شمال مردم کاخ های شاه، اشرف و خانواده سلطنت
را اشغال نمودند.
هنوز مردم در
خيابانها بودند که روزنامه کيهان منتشر شد و عکس نظاميان که در مقابل رهبر انقلاب
در مدرسه علوی رژه می رفتند و اما م برای آنها دست تکان می داد در صفحه اول آن چاپ
شده بود.
گروه کودتا سخت
مشغول کار و تهيه ليست گروه های نظامی تازه نفسی که از شهرستان ها بايد به کمک
ستاد کودتا اعزام شوند در دستورکار آنهاست. فهرست دوهزار نفره ای تهيه شد تا
دستگير و با يک پل هوائی به «جزيره سری» در خليج فارس برده شوند. هلی کوپترهای
توپداری آماده شده بودند تا اگر مردم مانع از دستگيری آيت الله خمينی، آيت الله
طالقانی و مهندس بازرگان شدند محل اقامت سران انقلاب توسط اين هلی کوپترها منهدم
شوند. تا غروب خيابان ها محل تجمع مردم می باشند.
ساعت سه بعد
ازظهر بختيار برای مهندس بازرگان پيغام می فرستد که مطابق گزارش فرماندار نظامی
مردم در شهرهای مهم به مراکز ساواک و کلانتری ها حمله می برند و مأموران نظامی
مجبور به مقاومت می باشند. پاسخ مهندس بازرگان اين است که تا دير نشده استعفا
بدهيد و جلو آدم کشی را بگيريد. پاسخ بختيار اين است که نه من سنگرم را خالی
نخواهم کرد اگر من بروم کودتای نظامی اتفاق خواهد افتاد.
ساعتی بعد
بختيار از قره باغی می خواهد و به او پيشنهاد می دهد که مراکز ارتشی به خصوص
انبارهای اسلحه سبک بمباران نمايد. ظاهراً قره باغی موضوع را به سپهبد ربيعی منتقل
می نمايد. در چاپخانه ارتش اعلاميه ای چاپ می شود که قرار بود بر روی تهران ريخته
شود و از مردم خواسته شده بود که اطراف مراکز نظامی را تخليه نمايند وگرنه با
بمباران اين مراکز جانشان در خطر خواهد بود.
سپهبد مقدم از
رؤسای ساواک شهرستان ها می خواهد که اسناد محرمانه را به مناطق امن منتقل نمايند و
در صورت بحرانی شدن اوضاع آنها را منهدم نمايند.
بدره ای از
بختيار می خواهد تا دستور دستگيری همافران و درجه دارانی که در رژه صبح مدرسه عاوی
شرکت نموده اند صادر نمايد. دسته های دژبان به حرکت در می آيند اما اين افراد در
خانه ها و محل های کارشان نيستند و در جاهای امنی که توسط مهدی عراقی مسئول حفاظت
از مدرسه علوی، مدرسه رفاه و مکان شورای انقلاب بر عهده داشت قرار گرفته بودند.
تنها چهار همافر و دوازده درجه دار نيروی هوائی دستگير می شوند.
خبرگزاری ها که
عکس های رژه همافران و درجه داران نيروی هوائی به نقل از کيهان مخابره نموده بودند
سخنان بختيار را نيز منتشر می نمايند که گفته بود آن عکس مونتاژ است و مسببان اين
حادثه به شديدترين وجه مجازات خواهند شد و حتی سخن از تيرباران می رود. هريک از
اعضاء دولت موقت که بخواهند وارد وزارتخانه ها شوند توقيف خواهند شد..... آيت الله خمينی بيش از شاه به
مملکت لطمه زده است. اگر نمی خواهيم با يک مملکت قحطی زده مواجه شويم بايد اعتصاب
ها پايان يابد. من در صورت لزوم آن ها را با توسل به زور سرکوب خواهم کرد. ما يک
ديکتاتوری تازه نفس را جای گزين ديکتاتوری فرسوده شاه نمی کنيم. ما ساواک را منحل
نکرده ايم که دو ساواک ديگر – ساواک کمونيست ها و ساواک ملاها- داشته باشيم.
مخالفان سياسی من برنامه دقيقی ندارند. در شرايطی که سينماها، تئاترها، مدارس و
دانشگاه ها تعطيل می باشند آمدن مردم به خيابان ها نوعی تفريع است.
--ادامه
دارد--