مفاهيم و واژههاي سياسي
در قسمت مفاهيم
و واژههاي سياسي به معني و شرح واژه هايي پرداخته مي شود كه امروز در محاوره هاي سياسي كار برد بيشتري دارتد .
آزادي در لغت
به معناي رهايي و در مقابل تندگي قرار مي گيرد . در مفهوم سياسي آزادي عبارت است از
امكانات فرد از لحاظ . حقوقي ء مدني ء اجتماعي و سياسي در برابر قدرت دولت و جامعه
. آزاذي به مفهوم مطلق آن عبازت است از عدم موانع بازدارتده فرا راه حركت انسان و هر
مكتبي بر اساس نگرشي كه به انسان دارد آزادي را مقيد به حدودي مي داندو آن را درچارچوب اصول خود تعريف مي كند .
آزادي يكي از
خصوصيات هر موجود زنده است وهمان حفظ بقاست و هر گونه عاملي كه مانع اين تمايل شود
واكنش موجود زنده را در پي خواهد داشت . اگر آزاذي انتخاب عقيده تر كسي گرفته شود موجب
خشونت و تنش هاي سياسي اجتماعي خواهد شد .
اگر آزادي انجام
هر عملي دانسته شود كه زياني متوجه ديگران نكند فرآيند آن بايد از نقطه آغازين يعني
آزادي انديشه و عقيده شروع و به نقطه پاياني يعني آزادي بيان و عمل اجتماعي پيش رود
.
متاني آزادي
در قرن معاصر عبارتند از :
1- اعلاميه حقوق بشر . اين اعلاميه
در سال 1948برابر با سال 1327به تصويب مجمع عمومي سازمان ملل رسيد و برگرفته از اعلاميه
حقوق بشر فرانسه است كه در سال 1791به تصويب مجمع ملي فرانسه رسيده است .
2- دين و اعتقادات ديني
3- اصول مكاتيب بشر
استبداد در لغت
به معني خود كامگي ء مطلق باوري ء اعتقاد به علي الاطلا ق و طريقه مطلق مي با شد .از
لحاظ سياسي به حكومني اطلا ق مي شود كه در آن قد رت نامحد ود بوده به طوري كه در انجام
امور خود مختار باشد . حكومتي متمركز و شديد العمل كه هرگونه مخالفتي را سركوب مي نمايد
. قدرت فرمانروا نامحدود است و مردم در اداره كشور حق راي ندارند .
اريستوكراسي
در لغت به مفهوم
طبقه اشراف و بهترين مردم مي باشد و از لحا ظ سياسي به حكومتي اطلا ق مي شود كه در
آن قد رت در د ست اشراف باشد .تين اصطلاح توسط فلاسفه يونان به كار برده شده است در
يونان قد يم سه طبقه احتماعي وجود داشته است .
1- طبقه
ثروتمندان
2- طبقه فقرا
3- طبقه متوسط و حرده مالك
بر اساس سه طبقه
فوق ارسطو و افلا طون سه شكل زير را براي حكومت قايل بوده اند:
حكومت مشروطه
سلطنتي در برابر سلطنت استبدادي
حكومت اريستوكراسي
در برابر اليگارشي
امروز در اصطلاح
سياسي اريستوكراسي اريستوكراسي به مفهوم حكومت طبقه ممتازه ني باشد .
اليگارشي
در لغت به مفهوم
محد ود ء اندك و سيادت گروهي محد ود مي باشد و از لحاظ سياسي به معناي حكومت گروهي
اند ك بدون نظارت اكثريت است كه قدرت دولت را در راه منافع شخصي به كار برده و اكثريت
ناراضي را سركوب مي نمايد و يكي از انواع حكومت استبدادي است .
در لغت به معناي
قد رت مطلق و مستبد مي باشد و در ااصطلاح سياسي به حكومتي اطلا ق مي شود كه داراي اين
مضخصات باشد
1- تفوق
آشمار يك فرد در راس سلسله مراتب
2- نبود ن قوانين به منظور نظارت
بر عملكرد فرمانروا
3- نا محد ود بود ن قد رت فرمانروا
قد رت در اتوكراسي
ممكن است از طريق زور يا سنت هاي اجتماعي بد ست آمد ه باشد .در صو رت اول اتوكراسي
از طريق ديكتا توري و در صورت دوم از طريق وراثت مي باشد .
ادامه
دارد