اين اصطلاح براي كشورهايي به كارمي
رود كه داراي يك مسلك مي باشند ( ازلحاظ سياسي واجتماعي ) كه دررأس آنها اتحادجماهير
شوروي سابق بود 0
به كشورهاي غرب اروپاوآمريكااطلاق مي
شود كه داراي نظام سرمايه داري هستند واغلب آنها عضوسازمان آتلانتيك شمالي ( ناتو ) مي باشند 0
اصطلاحي است كه دراصل وريشه به معني
طبقه شهرنشين مرفه مي باشد ازنظر كمونيست ها برژوازي دربطن جامعه فئودالي ودرجريان
تلاشي توليدخرده كلاني بوجود آمده ودرطي چندين قرن مبارزه توانسته است تاخود رابه حاكميت
برساند 0 دراصطلاح علمي به معني طبقه سرمايه داران مي باشد 0
برژوازي
برحسب به كارگيري سرمايه به اقسام زيرتقسيم بندي مي شود 0
1-
برژوازي صنعتي ( كار فرمايان )
2- برژوازي
بازرگاني ( تجاربزرگ )
3- برژوازي بانكي
( بانگداران)
4- برژوازي روستايي
ازنظر
قدرت مالي ونفوذ اقتصادي تقسيم بندي ديگري براي برژوازي صورت گرفته كه عبارت است از
:
1-
برژوازي بزرگ
2- برژوازي
متوسط
3- برژوازي كوچك
علاوه
براين تقسيم بندي ها برژوازي به سه طبقه تقسيم مي كنند كه عبارتندا ز:
برژوازي
خرد . به آن دسته ازتوليد كنندگاني اطلاق مي شود كه اغلب خود آنها داراي وسايل توليد
هستند ، توليد كنندگان كوچك مي باشند ، خودشان كارتوليد ي انجام مي دهند وازكار ديگران
بهره كشي نمي كنند . طبقه تجاران كوچك ، پيشه وران ، دهقانان صاحب زمين وصاحبان حرف
دراين طبقه قرارمي گيرند0
برژوازي
كمپرادور. به قشر عالي وصاحب ثروت برژوازي
كه رابطه محكم باانحصارات بيگانه دارد وحفظ وسيادت سرمايه هاي بيگانه راايجاب مي نمايد
اطلاق مي گردد واژه كمپرادور اززبان پرتغالي گرفته شده وبه معني خريداراست 0 صاحبان
بانك هاي بزرگ ، بازرگانان بزرگ وارد كننده ، صاحبان كارگاههاي مونتاژ دراين طبقه قرارمي
گيرند0
برژوازي
ملي .. به طبقه اي اطلاق مي شود
كه درشرايط حاكميت امپرياليسم برجوامع مستعمره ووابسته به خاطر وجود مسايل عديده ملي
ووابستگي هاي انحصاري برتوليد ات داخلي متكي بوده ومنافعش باانحصارات بيگانه درتضاداست
0 به همين خاطراست كه اين قشر حاضر به شركت درنهضت هاي آزادي بخش ملي تا مرحله معين
شركت مي نمايند0
نام
جرياني است درفرانسه درقرن نوزدهم درنهضت سوسياليستي پديد آمدوبرگرفته ازنام اگوست
بلانكي انقلابي مشهوراست . اومعتقد بود كه استثمار و سرمايه داري را مي توان بااقدام وتوطئه يك دسته كوچك امامصمم
وفداكار بدون پشتيباني توده ها نابود
كرد و بارسيدن اين دسته كوچك به حكومت به سيوسياليسم رسيده امروز بلانكيسم به اقدام
توطئه گرانه دسته اي كوچك باافكار افراطي اطلاق مي شود0
اشاره
به نكته چهارم سخنراني ترومن رئيس جمهوروقت آمريكا درسال 1949 مي باشد وي گفت : كشورهاي
غني داراي يك مسئوليت اخلاقي براي كمك به كشورهاي فقير مي باشند . درآن زمان برنامه
آمريكا محدود به كمك هاي فني بود ولي ازسال 1950 به بعد برنامه هاي ايلات متحده آمريكا
وسعت بيشتري پيدا كرد0
به
عقيد ه سياسي مربوط به باكونين نويسنده آنارشيست روسي كه پيشوايي حزب آنارشيست راازسال
1861 تا 1876 دراروپا برعهده داشت اطلاق مي شود0 اصول عقايد اوعبارت است از : لزوم
تخريب دولت وحفظ حقوق فرديت افراطي . وي باني مكتب نيهيليسم نيز مي باشد 0