بوروكراسي

     بوركراسي برقشر كارمند ومديريت سازمان خصوصاً سازمان دولتي اطلاق مي شود وبه معناي حكومت كارمندان به صورت منسجم وسازمان يافته مي باشد بوروكراسي مي تواند به عنوان يكي از منابع قدرت جامعه نظير حكومت عقل ومنطق به حساب آيد وعواطف واحساسات ورهبري كاريزماتيك را مهاركند ودرخدمت جامعه در آورد وازطرف ديگر مي تواند به شكل سلاحي مخرب درخلاف مناف ومصالح جامعه به كاربرده شود0

كارل ماركس ورابرت ميشل بانگاهي منفي به آن مي نگريسته اند اما افرادي چون ماكس وبرنظرمثبت نسبت به آن دارند . ماكس وبر خصوصياتي را بشرح زير براي بوروكراسي بيان مي كند

1-    كارها براساس تخصص تقسيم مي شود

2-   ارتباطات افراد ومشاغل براساس سلسله مراتب مي شود

3-  فعاليت هاي سازمان براساس مقررات مدول هدايت مي شود

4-  فعاليت هاي كاركنان براساس منطق سازماني نه فردي صورت مي گيرد ونظرات شخصي درآن دخالت ندارد 0

5-  شايستگي وتخصص عامل اصلي استخدام وترفيع مي باشد

6-   ثبت وبايگاني دربور كراسي الزامي است

يكي ازدانشمندان ، بوروكراسي رابه چهار طبقه تقسيم مي كد

1-    بوروكراسي محافظ

2-   بوروكراسي طبقاتي

3-  بوروكراسي جانبداري ( حزبي )

4-  بوركراسي لياقت

بوروكراسي محافظ

دراين نوع بوروكراسي سازمان هاي بزرگ اداري درجامعه بوجود مي آيد وبه كارمي افتد تاايدئولوژي وآرمان ملي راازگزند بليات محفوظ بدارد . اين آرمان هاچيزي جز مجموعه اي از معتقدات ، آداب ، رسوم وسنن پذيرفته شده مردم بشمار مي آيد ، نمي باشد  

بوروكراسي طبقاتي

اين نوع بوروكراسي يكي از انواع حكومت فلاسفه پيشنهادي افلاطون بوده كه درروم باستان وجود داشته دراين نوع بوروكراسي سازمان فردي رابه صرف عضويت درطبقه اي بخصوص دررأس يكي از مشاغل قرارمي دهد وبه آن رنگ وماهيت طبقاتي مي بخشد

بوروكراسي جانبداري

دراين بوروكراسي نفوذ مردمي راكه حق اعمال نفوذ درسازمان هاي مردمي وسازمان هاي عمومي اجتماعي رادارند تامين مي شود دراين بوروكراسي كه نظام غنائم جنگي نيز ناميده مي شود فكر واميد بدست آوردن يك شغل دولتي وبرخورداري ازمزاياي مادي ومعنوي مشروع وقانوني آن مبارزات حزبي ، درگيري عقايد سياسي واجتماعي ومالا رشد وبلوغ فكري جامعه راباعث مي شود0

بوروكراسي لياقت

ماهيت اين بوروكراسي پرلياقت ، جستجوي بهترين استعداد ها ازميان طبقات تحصيل كرده بويژه طبقه اي كه داراي تحصيلات عاليه است استوارمي باشد 0

بلشويسم

بلشويك به معني اكثريت ، عنوان گروهي درحزب سوسيات دمكرات كارگران روسيه بود كه درپايان دومين كنگره حزب درسال1913 اكثريت حزبي با آنها بود بلشويسم عبارت است ازهواداري ازماركيسيم ارتودوكس درمقابل تجديد نظرطلبي ( ريويزيونيسم ) درسازمان متمركز حزبي باسلسله مراتب منظم 0

بيگانه مداري

حالتي است كه درآن گروههايي كه قادرنيستند باهنجارهاي جامعه خود همنوايي كنند به اقتضاي جوامع ديگر شيفته آن جوامع مي شوند0