اين اصطلاح به
حكومت هاي مستقر در يونان اطلاق ميشد و در قرون وسطي و جديد درموردشهرهاي اروپايي
قدرتمند كه خود داراي حاكميت و استقلال بودند به كار رفت ، دولت شهرهاي يونان قديم
داراي مؤسسات و نهادهايي بودند كه در مجموع يك دستگاه حكومتي يا دولت محسوب ميشدند
. اين دولتها از لحاظ وسعت و جمعيت بسيار كوچك بودند.
به دولتي اطلاق ميگردد كه به
جاي تكيه بر سرزمين بر واحدهاي صنفي و اتحاديههاي شغلي تكيه دارد . نمايندگان در
چنين سيستمي از مناطق انتخاباتي رأي نميگيرند بلكه براسا س معيارهاي خاص و تناسب
مشخصي از ا تحاديه ها وكالت ميگيرند . طرفداران اين سيستم اعتقاد دارند درچنين شيوهاي ميتوان
كاردستگاهها و ادارات را عقلايي و غير سياسي نمود .در دولتهاي توتاليتر انديشه
صفي را به اجرا در آوردهاند مانند ايتالياي فاشيستي .
مشتق شده از كلمه اي لاتين و
به معناي قدرت ، نظارت ، حق حاكميت ، قدرت حكومت ، سرزمين تحت حكومت ، سرزمين تحت حكومت پادشاه . دولت و همچنين
بر اراضي فئودال ها اطلاق ميگردد.
ديالك تيك از نظر لغوي دو معنا
را درامي باشد
1-
هنر گفتاري كه موضوع را تفهيم كند و طرف مقابل را قانع نمايد .
2-هنر
مباحثه كردن و اثبات و نفي يك موضوع . ديالك تيك از نظر سوفسطائيان عبارت است از
فن محاجه و سخنوري ميباشد .
در انديشه سقراط ديالك تيك
عبارت است از كشف حقيقت نه بازي با كلمات و تردستي در سخن .
در انديشه افلاطون دو نوع ديالك
تيك وجود دارد يكي روش مباحثه كه از سقراط گرفته است وديگري روش متافيزيكي كه خاص
خود اوست . براي اطلاعات بيشتر به فرهنگهاي علوم سياسي مراجعه نمائيد.
به كارمند سياسي كه در يك كشور
خارجي ميباشد اطلاق ميشود ديپلمات به ترتيب ارجعيت پس از سفير يا وزيرمختار
داراي عناوين زير است .
راي زن درجه يك ،
راي زن درجه دو . راي زن درجه سه . دبيراول – دبيردوم – دبيرسوم و وابسته
ديپلماسي .
براي كلمه ديپلماسي تعابير
مختلفي شده است كه به تعدادي از آنها در زير اشاره ميشود .
1-
اداره امور بينالملل به وسيله سفير و ديگر كارمندان ديپلماتيك .
2-
اداره امور بين دولتها به وسيله مسالمت آميز .
3-
شغل ديپلمات .
4-
هنر ديپلمات در اداره امور خارجي دولت به وسايل مسالمت آميز خصوصاً با مذاكره و
گفتگو .