اعتقاد
به نقش قوانين تاريخ درپيشگويي آينده اخذنتايج وحكم درقضاياي سياسي واجتماعي ازروي
جريان وقايع تاريخي – اعتقادي به حضور قوانين تالبت تحول تاريخي . مكتبي كه معتقد است
هرعصري رابايد طبق شرايط آن عصر درك كرد ونمي توان يك دوره تاريخي رابادوره ديگري مقايسه
نمود0
عبارت
است ازشرح تطورروابط كشورها يابحث مربوط به روابط بين كشورها وعلل ونتايج آن درزمان
صلح وجنگ
اعتقاد
به اينكه ازطريق تاريخ نمي توان جوامع راشناخت زيرا حوادثي كه ازگذشته مانده اند هم
ناقص اند وهم بادروغ وتحريف واشتباه آميخته اند وبراساس مقاصد مورخان تنظيم شده اند
0 شناخت حوادث گذشته رانمي توان شناخت علمي دانست چون شناخت علمي نيازمند قانون است
واين عمل وقتي ميسراست كه حوادث براساس نظام جيري تكرار شوند0درحالي كه حوادث اجتماعي
براساس نظام جبري اتفاق نمي افتند بلكه نتيجه اعمال افرادمي باشند0
تاريخمندي
– تاريخت
واژه
مورد استفاده ماركسييتها ي اروپايي براي اشاره به اين حقيقت كه نهادهاي بشري وذهن وشعور
انسان بخشي از اهميتشان رااز ماهيتشان به عنوان پديده هاي تاريخي بدست مي آورند كه
برحسب روند هاي بزرگتر ( ازروند هاي خودشان ) تحول وتكامل مي يابند0