جنگ استبدادوآزادی
سال
1390 رادرحالی آغازنموده ایم که بسیاری از شخصیت های سیاسی که درراه
اصلاحات وبرقراری دموکراسی وآزادی به معنای درست آن باروشی مسالمت
جویانه وباتکیه برمبانی دینی مبارزه می نمودند محبوس شده و درزندان
می باشند. آزادی یکی ازآرمان های جوامع انسانی بوده که برای دست یابی
به آن مبارزات بسیاری نموده ودراین راه هزینه های سنگینی پرداخته
اند.
نبرد
استبدادوآزادی درجامعه بشری ازآن هنگام شروع شدکه حکومت هایی که برای
سروسامان دادن به اموراجتماعی جوامع به وسیله انسان هابوجودآمده
بودندبه مرورزمان از قدرت تفویض شده برعلیه صاحبان اصلی آن
سوءاستفاده نموده وظلم وستم راآغازکردند.
کشورمانیزازاین قائده کلی مستثنی نبود؛ این وضعیت درایران زمین دارای
سابقه ای دیرینه است،از آن هنگامی که درمملکت ماتلاش برای استقرار
حاکمیت ملی ،عبورازسنت ومحدود نمودن حکومت خودکامه با شیوه ی اصلاح
طلبانه ومسالمت جویانه آغازگردید؛جنگ بین استبدادوآزادی شروع
شدوتاکنون نیزادامه دارد. جناح حاکم طرفدار دیکتاتوری برای پیروزشدن
خود دراین نبردتنها از خشونت و زور استفاده ننموده است بلکه برای
ایحاد بدبینی نسبت به آزادی خواهان از دین و اعتقادات مردم سوء
استفاده نموده و آن رادرخدمت هدف خود درآورده است وچنین وانمود کرده
که : طرفداران آزادی و دمکراسی هدفی جزنابودی دین نداشته واصولاٌدین
با آزادی سازگاری ندارد.
نهضت
مشروطیت که برای محدود نمودن قدرت مطلقه شاه وبرقراری حکومتی نوین
واستقرارعدالت ، آزادی ونظام پارلمانی بوقوع پیوست باهمین فاجعه
مواجه شد،جنگ مشروطه ومشروعه با همین استدلال
آغازگردید.دیکتاتورمستبدی چون محمدعلی شاه به طرفداری ازمشروعه
پارلمان رابه توپ بست وآزادی خواهان را ازدم تیغ گذراند.فضای بازی که
درجامعه بوجودآمده بود را مسدود نمود.
دعوای
مشروعه ومشروطه بالامی گیرد.طرفداران استبدادوسخنگویان رسمی وغیررسمی
آن درهمه جاشایعه پراکنی می نمایندکه مشروطه باشرع سازگارنیست واین
دودشمن یکدیگرمی باشند.شاه دیکتاتورهمچنان قدرت نمایی می کند،اوبرای
بقای حکومت استبدادی خودپاسداری از دین را بهانه می کند وبااین
مستمسک نظام پارلمانی مشروطیت راتعطیل می نماید. دراین رویارویی
محمدعلی شاه تنها نبود بلکه روحانیونی چون شیخ فضل ا...نوری ازوی
طرفداری می نمود.به این ترتیب متولی استبدادبا متولی دین پیوند می
خورندوهمگام باهم به جنگ مشروطه واساسی ترین دست آوردهای آن یعنی
نظام پارلمانی برخاستند .
دوره
خفقان واختناقی که اوآغازنموده بودچنان فضای جامعه رادچارانسدادکرده
بود که به قول کسروی:
((هرکسی می پنداشت دیگرنام مشروطه درایران شنیده نخواهد شد.تاکم کم
آوازه ایستادگیهای تبریزپراکنده گردید...وازاینجاروزنه امیدی
دردلهاپدیدآمد )).
سرانجام این وضعیت وحشتناک خاتمه یافت وباپیروزی آزادی
براستبداداوضاع جامعه به نفع نهضت مشروطیت دگرگون شدوبرویرانه های
کاخ دیکتاتوری وستم بنای نظامی نوین که درآن قدرت مطلقه استبدادی
محدودومشروط به قانون باشدپی ریزی گردید.این سنت همیشگی تاریخ است
که:سرانجام مردم حاکم برسرنوشت خویش خواهندگردیدواستبدادمطلقه محکوم
به فنااست