ايد ئولوژي

قسمت چهارم

سه بازويي كه ايدئولوژي اسلام را برسر دست نگه ميدارند عبارتند از :

انسان شناسي . فلسفه اجتماع  . فلسفه تاريخ

ايدئولوژي اسلامي مجموعه‌اي است از اعتقادات و احكام و راه حل‌هايي كه اسلام براي چگونه زيستن انسان عرضه ميكند ودر يك كلمه در  رسالت پيامبر خلاصه مي گردد اكنون كه تا حدودي با انگاره‌هاي ايدئولوژي آشنا گرديديم جا دارد كه به بيان و اين مهم بپردازيم كه ايدئولوژي اساساً مبتني بر چه امورو عناصري مي‌باشد .

ايدئولوژي عبارت از گفتار در رابطه با عمل است و گفتار خالص ايدئولوژيكي يعني كيفيتي كه آن را از گفتارهاي ديگر متمايز ميكند و در شكل اول شعار يا بانگي است براي دعوت مردم به همبستگي ودر شكل دوم نظام ايدئولوژيك ناميده مي‌شود همانندي محتواي شعار و نظام ايدئولوژيكي اطلاعات تازه‌اي درباره خود ايدئولوژي بدست مي‌دهد در ايدئولوژي دو محتوا ديده مي‌شود و نه دو شكل . ميزان انسجام ايدئولوژي واحد مي‌تواند فرمول بنديهاي كاملاً متفاوتي بخود بگيرد . تنوع نامحدود فرمول بنديهاي ايدئولوژي بدين معني نيست كه هسته‌هاي ايدئولوژيكي نامحدودند به طوريكه نتوان آنها را يك به يك بررسي كرد بلكه هسته‌هاي ايدئولوژيكي دائمي و جهان مشمول ويا از شرايط انساني و اجتماعي جدايي ناپذير مي‌باشد مبادرت به  تبيين ماهيت هسته ايدئولوژيكي به منظور شناخت صحيح آن از ضروريات مي باشد ..ميتوان در خصوص كاركردهاي ايدئولوژي به اين پرسش عاميانه پاسخ داد كه :

ايدئولو ژي به چه درد مي‌خورد ؟در پاسخ آن ميتوان بيان داشت هرجبهه‌اي نيازمند به نشانه‌ها ، نهادها، شعارها و گفتار هاست تا هواداران را به دور خود جمع كند و مخالفين را طرد كد اين كاركرد مي‌توان از طريق علائم ساده بيان ايدئولوژيكي انجام گيرد پرچم ، سرود ، رنگ ، همان كاري را انجام دهند كه كتاب يا رساله تئوريك انجام ميدهد. .

تقاضا براي ايدئولوژي بر حسب جوامع ، گروهها و افراد متفاوت است حتي اگر آماري براي تأئيد اين مسئله وجود نداشته باشد اين امر بديهي است چرا كه ميزان نياز به ايدئولوژي در جوامع غربي از قرن  18 به اين سو بوجود آمده است  و با  جوامع ابتدايي به يك اندازه نيست. ميزان نيازي و تقاضا براي ايدئولوژي تابع سه متغيير يا عامل كلي است .1-اتفاق نظر يا اجماع در جامعه 2- شدت يا عمقنزاع يا همزيستي است كه با اتفاق نظر متفاوت است 3-وسعت ستيزه ها كه هر چه امكان انتخاب بيشتر و محدوده انتخاب وسيعتر همانقدر تعداد ستيزه ها و برخوردها بيشتر و در نتيجه نياز به ايدئولوژي هم بيشتر مي‌شود. .