همانسان
كه قبلاً نيز بيان گرديد ايدئولوژي ديرفهم ترين مفهوم در كل علوم اجتماعي است وايدئولوژي
به معناي تفكر يك شخص ديگر كه به قدرت تفكر خود ما مي باشد بشمار مي رود . ايدئولوژي
واژه ايي است با عمر كمتر از 200 سال ومي توان آن را ثمره دگرگوني هاي اجتماعي وسياسي
وفكري كه پيامد انقلاب صنعتي اروپا بوده اند بشمارمي آيد .
ايدئولوژي ها
محصول جامعه اي بودند كه به گونه اي فزاينده كثرت گرا بوده وبا گروه هاي رقيبي درارتباط
بودند كه به منافع فرقه اي آن ها خدمت كردند واين درحالي است كه اين سنتي بركنش متقابل
زندگي روزمره افراد وتقدس يك بعدآحرت انديش متمركز بود : دنياي دين زدايي شدة ايدئولوژي
توجه خود را به اين موضوع معطوف كرد كه طرح هاي عمومي اين جهان در حال دگرگوني را ازراه
جاذبه هايي كه براي علم وعقل آشكارا توجيه پذير بودند مشروعيت بخشد .
ايدئولوژي ها
نوعاً مخلوق ذهن ما هستند ودراثر تحقيقات پررنج وزحمت در بازة جوامع ما به دست آمده
اند لازم به توضيح است كه اين واژه همچون بسيثاري ديگر از چيزهاي وسوسه انگيز خاستگاه
فرانسوي دارد اگر چه مفهوم ايدئولوژي مستقيماً محمول جنبش روشنگري فرانسه است اما آشكارا
ريشه در مسائل كل فلسفه در باب معنا وميسري دارد كه با كمك آن جهان بيني هاي سده هاي
ميانه رو ياروي روشنفكران اروپايي قرار گرفت ودرهم شكسته شده .
طلايه داران
بي واسطة مباحثه در باره ايدئولوژي انديشمنداني مانند رانسيس بيكن وتامس هابز بودند
. لازم به بيان اين معناست كه ايدئولوژي به لحاظ خاستگاهش جنبةمثبت ومترقي داشت وماركسيسم
مكتبي بود كه مفهوم ايدئولوژي را در سرلوحْ گفتمان سياسي قرارداد از ديدگاه ماركس ايدئولوژي
به ناچار بايستي بر مبناي عمل مادي تبيين شود .
مفهوم كلمه ايدئولوژي
معناي نسبتاً خاصي دارد اما با رزترين
معناي آن برابر دانستن ايدئولوژي با آگاهي در معناي كلي آن است .
گفتني است كه
اگرچه ايدئولوژي كلمه اي است كه به طرز جبران ناپذيري سقوط كرده است اما مانيز كه دريك
جامعه سقوط كرده زندگي مي كنيم وتا زماني كه آن جامعه را اصلاح نكرده ايم همچنان درگير
ايدئولوژي خواهيم بود .
بنابراين نتيجه
مي گيريم كه گرچه اصولاً نتيجه پاياني مي تواند براي ايدئولوژي وجود داشته باشد ولي
بي شك اين نقطه پايان در هيچ جا مشاهده نمي شود . ، دليلش اين است كه ايدئولوژي در
بهترين صورت آن به عنوان يك نظام مستقل نشانه ها ونمادهايي كه قابل مقايسه با – ونهايتاً
جايگزين – نوع ديگري از علم باشد به شمار نمي آيد . بلكه ايدئولوژي يك جنبه از هرنظام
نشانه ها ونمادهاست تا آن اندازه كه آن ها دريك توزيع نامتقارن قدرت ومنابع درگير هستند
واهميتي ندارد كه از چه نظامي باشد %