انسان ايده آل

قسمت اول

انسان ايده آل،آرزويي انساني كه بايد باشد،بايد بشود ،اين انسان را همه عرفا جستجو مي كردند و در تلاش او شدن و به او رسيدن بودند . انسان كامل كه در كتب عرفاني وبخصوص فلسفه وحكمت اشراق ،به آن اشاره مي شود انساني است كه به منتهاي عروج و تكامل انساني خودش رسيده به قله معراج انساني رفته واز پايبندي شهوات به در آمده و به قول سعدي :

  طيران مرغ ديدي تو زپايبند شهوت          به در آري تا ببيني طيران آدميت

آري انسان كامل از ديد ايشان به طيران ويژه آدمي نائل گرديده است .

فا شيسم كه از (super man)—ابر مرد-سخن مي گويد نيچه از انساني كه وارث خدا مي شود ،هگل در فلسفه تاريخ بر اساس ايده آليسم ويژه خويش آينده اي را پيش بيني مي كندكه ايده آل مطلق پس از طي مراحل تكامل خود در خود آگاهي در انسان متعال  به خود آگاهي مطلق ميرسد وبه تعبير او خدا در آن انسان ايده آل خود را مي شناسد .سوسياليسم اخلاقي قرن 19در آلمان با مبارزه عليه بوروژوازي  وزهد گرايي(دنيا زدگي،آخرت زدگي ) كه انسان را معيوب مي سازد ودگرگون مي كند وبيگانه با حقيقت وفطرت خويش در جستجوي انسان سالم فطري ،انساني كه انسان است وهم استعدادهايش آزاده وسالم رشد كرده است ،بودند..حتي در ماركسيسم نيز كه بر ماترياليست مبتني است و چنانچه روشنگران ما مي فهمند بايد انسان را يك جانور اقتصادي تعبير كند از(L Hommetoto) سخن مي گويد انسان تمام ،انساني است كه به وسيله عوامل ارتجاعي –انحرافي،وضع اقتصادي ،نظام طبقاتي وشرايط كار غير انساني ونظامهاي غير انساني ونظامهاي ناهنجار وخشن تراشيده نشده،ناقص نشده ،فلج وتكه تكه نشده ،سست واز خود بدر رفته وجن زده والينه نشده. .پول پرست ،يك بعدي ،استثمارگر ،استثمار زده ، خواجه ،برده، شهوت پرست،زهد پرست،رياضت كش،عمله بيكاره نيست ،ناقص نيست،تمام است .درست است.

بنا بر اين همه مكتبها –چه مادي و چه عرفاني- يك تصور ذهني از تيپ كامل يا تمام انسان از يك انسان آرزويي يك الگو ي ايده آل در انسان دارند وگر نه فلسفه اجتماعي ،مكتب اخلاقي ومسير زندگي بي معني است .زيرا بي جهت است الگوي انساني الگويي است كه جهت مي بخشد وبه حركتمان وا مي دارد ودست وانديشه مان را به كار مي گيرد.