جامعه شناسي

قسمت دوم

      درقسمت اول تعريفي ازجامعه شناسي كه دومين مبحث برخاسته ازجهان بيني هرمكتبي مي باشد ونوع نگاه آن مكتب به جامعه رابيان مي كند ارائه گرديد 0 اينك به جامعه شناسي ازديدگاه اسلام ونگاه اسلام به جامعه پرداخته مي شود0

اگر جامعه رامجموعه اي ازانسان ها كه باآداب سنن ، نظامات وقوانين خاص به يكديگر پيوند مي خورند بدانيم ، چنين جامعه اي درعين اينكه داراي يك وحدتي است دردرون خود به طبقات گروهها واصناف گوناگوني وبعضاً متضاد تقسيم مي شود 0 به طوركلي جامعه يايك قطبي است ويا دوقطبي وشق سومي وجود ندارد0 ازديدگاه اسلام جامعه به دو به قطب مستكر ومستضعف تقسيم مي شود وهريك ازاين گروههااوصاف ومشتركات خاص خودرادارند 0 براي بررسي ديدگاه اسلام به جامعه و قطب بندي هاي آن به قصه هابيل وقابيل درقرآن مراجعه مي كنيم ، همان طوري كه نوع نگرش اسلام به انسان به انسان درجهان بيني اسلامي راازداستان خلقت آدم به عنوان نوع انسان استخراج نموده براي نوع نگرش اسلام به جامعه ويا جامعه شناسي درجهان بيني اسلام نيز بايد به داستان هابيل وقابيل فرزندان آدم مراجعه كنيم 0 ايشان تشكيل دهندگان وبنيانگذاران جامعة انسان بوده وهريك سمبل گرايش وجريان وطبقه اي ازجامعه بوده اند ، اوصافي كه براي هريك ازاين دوبرادر بيان گرديده مبين مشخصات جهت گيري طبقاتي وصفات اجتماعي طبقه اي خاص درجامعه مي باشد 0 درطول تاريخ قطب بنديها وجهت گيري هاي جامعه بشري نيز برمبناي اين دوطرز تفكر واين دو جهت گيري بوده است 0 طبقه هابيلي .طبقه قابيلي . طبقه هابيلي ياقشر مستعضف جامعه طبقه محكوم درطول تاريخ بوده ، پايگاه همة نهضت هاي پيامبران وانبياء درطول تاريخ حيات بشراين طبقه بوده است 0 مبارزات اجتماعي عليه ستگران وطبقه حاكم ازدرون اين قشر شكل گرفته 0 يكي از افتخارات نهضت پيامبران اين است كه پشت سرآنها بردگان وبندگان ويابرهنه ها واستثمار شدگان قرارداشته اند 0 امروزه هر انقلابي كه طرفدارانش چنين افرادي باشند انقلابي اصيل ومردمي است. اشكالي كه برپيامبران اشراف وملاكين ورزمداران وزور مداران مي گرفتند وآنرا ماية خفت نهضت انبياء مي دانستند اين بود كه طبقه مستضعف جامعه طرفدارآنها ست . برعكس امروز انقلابي كه داراي چنين مشخصه اي باشد مردمي است 0 طبقه هابيلي جامعه مظهر ايمان ، فداكاري گذشت وحق گرايي ومبارزات حق طلبانه وتشكيل دهنده جبهه ايمان آورندگان بوده است وتيپ هاي موجود دراين طبقه بردگان ، بندگان وافراد پايين دست ومحكوم وبه بندكشيده شده مي باشند0

طبقه هابيلي : سه چهره درطول تاريخ اين طبقه راتشكيل داده است به قول قرآن ملك – مالك – راهب يابه تعبير مرحوم دكترعلي شريعتي زور- زر- تزوير – تيغ – طلا – تسييع – هميشه اين طبقه اقليت درمقابل حركت هاي رهايي بخش اجتماعي قرارداشته اند0 اين سه چهره تشكيل دهنده طبقه قابيلي براي تحقق چنين طبقه اي سه وظيفه رابرعهده داشته اند وسه ضلع بوجود اورند يك مثلث بوده اند0 يكي مظهر سياست (زور) – دومي مظهر اقتصاد ( زر) وسومي مظهر تحدير مردم وفريب آنها وتوجيه گر عمل دومظهر زور و زر يعني تزوير0

قرآن براي اين دوطبقه سمبل هايي راذكر مي نمايد كه درطول تاريخ درمقابل يكديگر قرارگرفته اند0دربرهه اي اززمان مظهرطبقه هابيلي موسي پيامبر الهي است وطرفداران اوقوم به بندكشيده شده بني اسرائيل مي باشد  0 دراين زمان مظهر وسمبل طبقه قابيلي فرعون است چهره زورگو وسركوب گر(سياست ) ودوچهره ديگر اين طبقه عبارتند از : قارون سرمايه دار پول داري كه اقتصاد طبقه قابيلي راتأمين مي نمايد (زر ) و بلعم بااو را ، روحاني درباري كه توجيه گر زور فرعون وزرقارون وتحذير كننده مردم است ( تزوير)0اگر تارخ نهضت های حق طلبا نه و مردمی و سرگذشت ملت ها را مطالعه  نما ییم  این دو طبقه و دو تی÷ را خواهیم یافت  و ÷هنه زندگی انسان  را نبردگاه این دو جریان بوده است .