بدنبال بحث
انسان شناسي به مقوله جامعه شناسي كه دراينجا مقصود اعتقادخاص انسان براساس مكتبش به
جامعه بشري ونظامي كه براي آن قائل است ونوع تلقي اي كه ازجامعه بشري دارد پرداخته
مي شود0
دريك
مكتب اولاً جامعه شناسي مشخص مي كند كه جامعه راچگونه واقعيتي مي داند وچگونه آن رااز
نظرفكري واعتقادي مي شناسد چرا كه جامعه شناسي دريك مكتب يك علم متعهد است ، جامعه
شناسي مكتبي واعتقادي است نه فقط تحليلي وبي هدف وآزاد وكلاسيك
جامعه
شناسي عبارت از علمي است كه روابط متقابل اجتماعي نسبتاً پايدار( ساخت اجتماعي رادرحالتهاي
استايي شناسي وپويايي شناسي اجتماعي در سطوح مختلف جامعه شناختي مورد بررسي قرارميدهد
وبدين وسله باگرايش به سوي تعهد اجتماعي درجهت شناخت معضلات ومسائل اجتماعي تلاش كرده وسعي دررفع آنها دارد 0
جامعه
شناسي به عنوان دانش خاص عبارت ازمطالعه تشكيلات وگردهمايي هاي اجتماعي وگر وهها درنظامهاي
نهادينه آنان مطالعه نهادها وسازمانهاي آنها ومطالعه علل ونتايج تغييرات درنهادها وسازمانهاي
اجتماعي مي باشد 0
مهم
ترين واحدهاي مورد مطالعه و پژوهش جامعه شناختي مجموعه ها وزير مجموعه هاي اجتماعي ،نهادها وساخت اجتماعي ، گردهمايي ، روابط گروهها وسازمانهاي اجتماعي مي باشد0
دريك
مكتب جامعه شناسي بايك گرايش وآرمان ونگرش ويژه مكتب هماهنگ است وازاينروبه قضاوت ،
انتقاد وارزشيابي مي پردازد وجهت گيري وتعهد دارد برخلاف جامعه شناسي آزاد دانشگاهي
كه هدفش تنها تحليل وشناخت روابط وپديدهاست وبررسي هرچه هست وآنگونه كه هست
لازم
به ذكر است كه جامعه شناسي قرن 19 بيشتر جامعه شناسي اعتقادي بود ومقصود ازاين تعبير
همانست كه اروپائيها جامعه شناسي متعهد مي گويند درحاليكه امروز هماهنگ با گرايش عمومي
ديگر علوم به دور شدن ازايدئولوژي وحتي شانه خالي كردن اززير بارتعهد وخودداري ازتعيين
خوب وبد وازقضاوت درباره ارزشها ي جامعه شناسي نيز تنها به قضاوت درباره واقعيتها پرداخته
و آشاكاراازپرداختن به خوب وبد وارائه راه حل وراهنمايي وقبول مسئوليت وتعهد اجتماعي
واخلاقي وانساني وبه طور كلي پذيرش يك عقيده واتخاذ يك جهت وهدف مشخص درعمل وعقيده
سرباز مي زند وبه جاي ارزشيابي وهدايت به واقع يابي وتجزيه وتحليل مي پردازد واين نظريه
رااعلام كرده است كه تعهد وعقيده و هدف به علم صدمه مي زند وآن را درچارچوب هاي اعتقادي
وارزشهاي معين ايدئولوژيك مقيدمي سازد وعقيده خاص ، تحقيق راخود به خود بدست مي گيرد وآن
را مسيري كه مي خواهد وبدان ايمان دارد مي كشاند ودرنتيجه علم موظف مي شود كه به جاي
جستجوي بي طرفانه حقيقت درطلب نتايج معيني باشد كه به كارايمان مي آيد وحقايقي رابدست
آورد كه درستي حقايق رااثبات مي نمايد 0