ا
نهضت هندوستان
قسمت سوم
نظری به اوضاع مسلمانا
مسلمانان باجمعیتی بالغ برنودمیلیون معادل ربع جمعیت هندراتشکیل
می دادند.باآنکه درآغازنهضت هندوستان نقشی نداشتندامًابه تدریج
چه درجنبه مثبت وجه درحنبه منفی درتقویت وتوسعه آن وایجادموانع
ومشکلات نقشی مؤثرایفانمودند .
وقتی که اروپائیان ازطریق دریاپابه هندوستان گذاشتندتنها حریف
جنگی وسیاسی آنان شاهزادگان مغول بودند .امًاچون دربین آنان
تفرقه بوجودآمده بودکمپانی هندشرقی بااستفاده ازاین وضعیت ضمن
گسترش تفرقه توانست مقاومت سراج الدوله آخرین حکمران مغول رادرهم
شکندوباپیروزی براووتصرف بنگال تسلط خودرابرهنداستوارنمایداین
اتفاق درسال1757 رخ داد.پس ازآن باسرعت پیش رفتند ودهلی رادرقرن
نوزده تصرف نمودند.تنهاجای باقی مانده پنجاب بودکه سیک هابرآن
حکومت داشتندکه درسال1849انگلیسی ها مقاومت آنان رادرهم
شکستندوبرسراسرهندوستان تسلط یافتند.
کینه انگلیسی ها نسبت به حکام مغول وطرفداران آن هاکه
غالباازمسلمانان هندبودندسبب شدکه انگلیسی ها اقدام به پس زدن
مسلمانان ومیدان دادن به هندوها بنمایند .بدین ترتیب اوضاع
اسفناکی برمسلمانان حاکم گشت .مسلمانان کمترپست های اداری رامی
پذیرفتند وخودراازتعلیمات انگلیسی هادورنگه می داشتند.
بافرارسیدن دوران رشدتمایلات ملی درهندانگلیسی هاتصمیم
گرفتندازمسلمانان برعلیه هندوهااستفاده نمایندومسلمانان
راازتمایلات ملی دورنگه دارند.انگلیسی هابه پرورش مسلمانان کمک
کردندتابتوانندازآن هابرای پیشبردمقاصداستعماری خوداستفاده
نمایند،دراین جریان فعالیت های سیداحمدخان به آنان کمک زیادی
نمود .سیداحمدخان درنهضت هندوستان شرکت ننمودوبه همین خاطر نشان
های متعددویک مستمری مادام العمربه اوهدیه نمودند.لقب سرکه یک
لقب اشرافی انگلیسی است به خاطرخدماتش ازطرف پادشاه انگلستان به
اوداده شد.
رهبران سیاسی وفکری مسلمانان
یکی ازشخصیت های ممتاز ورهبران فکری مسلمانان سیداحمدخان
بود.سیداحمدخان درسال1717 درخانواده ای روحانی به دنیاآمد که
نسبش به پیامبرمی رسید.پدرش یک روحانی منزوی ومادرش دخترنخست
وزیر دربارمغول بود.اوبه تحصیل علم خقوق پرداخت،قبل ازسن بیست
سالگی زندگی مرفه اش به نیازمندی مبدل شد .پس ازپایان تحصیلات
واردخدمت وبه شغل منشی گری مشغول شد.وی به علت تحقیقاتش درزمینه
حقوق درسن بیست وچهارسالگی به مقام قضاوت محکمه ابتدایی نایل
آمد.درمیان عده ای ازجوانان که به دنبال اصلاحات بودندمشهوروپس
ازمدتی به رهبری آنان رسید.وقتی که می دید مسلمانان برای بقای
خود باهندوهادرجدال وستیزهستندتنهاراه نجات آن هارادرهمکاری
باانگلیسی ها دید.درشورش سال1857 بیطرفی خودرابه انگلیسی هانشان
داد.درپایان انقلاب کتابی به نام<<علل انقلاب هند>> نوشت. هیوم
مؤسس کنگره هندفکرخودرامدیون قرائت این کتاب می داند .
درسال1867 رهبران هندونهضتی برای تبدیل زبان اردوکه زبان
مسلمانان بود به هندی آغازنمودنداین واقعه سیداحمدخان رابه این
نتیجه رساند که هیچوقت بین مسلمانان وهندوهاآشتی
بوجودنخواهدآمد.اواین موضوع رابه اطلاع بنارس رساند.سیداحمدخان
مجالس کنفرانس اسلامی رابرای اصلاح اجتماعی وتعلیم وتربیت
جدیدوترقیات فکری وذهنی مسلمانان تشکیل داد.تاسال1906 که مجمع
مسلمین به نام مسلم لیگ تأسیس گردیدکنفرانس های تعلیم وتربیت
اسلامی اولین وتنها مجالس شورای مسلمین بود.درسال1906 پس
ازکنفرانس اسلامی درشهرداکامجمع مسلمانان به نام مسلم لیگ براساس
سه اصل زیرتشکیل گردید .
1-تقویت احساسات ووفاداری مسلمین نسبت به دولت انگلیس .
2-حمایت وپیشبرد حقوق سیاسی مسلمین وپیشنهادات معقول به دولت.
3-جلوگیری ازبوجودآمدن احساسات خصمانه نسبت به سایرفرق
.درسال1916 وحدتی بین کنگره ومسلم لیگ بوجودآمد.
بعدازسیداحمدخان اقبال لاهوری درپنجاب رهبرفکری وسیاسی مسلمانان
می شود.اوازسال 1873 تاسال1936 می زیسته است.اودارای روحیه ی
ضداستبدادی واستعماری وفردی آزادی خواه واستقلال طلب بوده است
.پس ازاتمام تحصیلات عالیه درفلسفه درلاهوربه ادوپامی
رودوباادامه تحصیل درجه دکترامی گیرد.
اقبال درهندوستان شغل وکالت عدلیه داشته وبه زبان فارسی شعرگفته
است .اقبال شعرخودرادرخدمت عدالت ، آزادی واستقلال قرارداد
.اونیزمانندسیداحمدخان اعتقادداشت که اتحادمسلمانان وهندوها محال
است واین موضوع رادرکنفرانس مسلم لیگ بیان نمود.
ازدیگررهبران مسلمانان می توان ازمولاناابوالکلام آزادنام بردکه
به وزارت فرهنگ هندوستان رسیدودرسال1958 درسن70 سالگی
درگذشت.اوافغانی الاصل بود.افکاروآثارش رنگ سیاسی اجتماعی
داردتاعرفانی اسلامی .اوکوشش نمودتابه عنوان پل رابطی مانع
اختلافات وتفرقه افکنی هاشود .به هسته انقلابیون هندپیوست وتلاش
نمودتانظرآنان رانسبت به مسلمانان تغییردهد زیراانقلابیون
هنداعتقادداشتندکه مسلمانان دشمن آنان هستند.
مدتی ازهندوستان خارج شدوبه کشورهای اروپایی ومسلمان رفت .برای
انتشارافکارخوددرسال1912 مبادرت به انتشارروزنامه الهلال
نمودوقبل ازآن چاپخانه
ی الهلال برای این منظورایجادکرد.دراین زمان رهبری مسلمانان
دردست حزب علیگردبودکه خودراپیروسیداحندخان می دانستند ومعتقدبه
حفظ وفاداری به انگلیسی هابودند .روزنامه الهلال ازدوطرف
موردتهدید بودیکی مسلمانان ودیگری دولت هندبه طوری که درسال1915
روزنامه الهلال وچاپخانه آن مصادره شد.اوبلافاصله چاپخانه ای به
نام البلاغ تأسیس وروزنامه ای به همین نام انتشارداد.درسال 1916
ازکلکته تبعیدشدوشش ماه پس ازتبعید بازداشت وتاسال 1919
دربازداشت بود.
ادامه دارد