سیاسی
گذار به دموكراسی
در پاكستان
كارگزاران::بررسی روند تحولات سیاسی پس از
استقلال در پاكستان حاكی از طی فراز و نشیبهای بسیار در این سرزمین
است. برخلاف هند كه روند تحولات نسبتا پایداری را درگذار به
دموكراسی طی كرده و الگویی از یك مردمسالاری بومی را در كشوری بزرگ
به لحاظ جمعیت و وسعت و تنوع قومی و دینی و زبانی به نمایش گذاشته
است در پاكستان بهرغم وحدت دینی هنوز روند تحولات چشمانداز روشنی
را برای ثبات سیاسی و نهادینه شدن مردمسالاری در این سرزمین مسلمان
نشان نمیدهد و دلیل این رخداد را باید در موقعیت سرزمینی و تحولات
پیرامونی این كشور، كه همواره توجیهگر نقش ارتش و مداخله نظامیان در
عرصه سیاست و در مقاطعی انجام كودتا و بهدستگیری كامل قدرت بوده
است، دانست. در پاكستان همچون تركیه و ایران شرایط جنگ سرد توجیه
داشتن ارتشی قوی را برای مقابله با نفوذ كمونیسم و شوروی در قالب
پیمان نظامی سنتو توجیه میكرد و رقابت سنتی با هند و درگیری بر سر
كشمیر نیز براین توجیه میافزود و البته مداخله نظامی شوروی در
افغانستان بیش از پیش بر این توجیه و قدرتگیری ارتش در بطن نظام
سیاسی پاكستان افزود و با همراهی كشورهای غربی آن را تا مرز دستیابی
به سلاح اتمی پیش برد. همه اینها باعث شده كه افرادی جذب ارتش
پاكستان شوند و در آن تا ردههای عالی فرماندهی ارتقا یابند كه جزء
نخبهترین افراد این كشور محسوب شده و طبعا در شرایط خاصی با حمایت
ارتش اقدام به مداخله در عرصه سیاست با انجام كودتا و اداره كشور
كنند به گونهای كه با مرور تاریخ پس از استقلال پاكستان میتوان
دریافت كه حاكمیت به تناوب بین سیاستمداران متكی به رای مردم و
نظامیان متكی به كودتا و ارتش جابهجا شده است و تقریبا چرخهای باطل
در این كشور شكل گرفته كه دوران «گذار به دموكراسی در پاكستان» را
تیره و دشوار ساخته است، و از اینرو هرچند باید تحولات اخیر در این
كشور و كنارهگیری مشرف از ریاست جمهوری را به فال نیك و گامی بهسوی
دموكراسی قلمداد كرد اما به هیچ عنوان نباید فراموش كرد كه ارتش و
نظامیان در این كشور همچنان نقش كلیدی و تعیینكننده دارند و هر وقت
اراده كنند میتوانند راه را به روی سیاستمداران ببندند و اداره امور
را بهدست گیرند و البته انجام این رخداد ارتباطی وثیقی با شرایط
داخلی و پیرامونی این كشور دارد. در عین حال باید براین نكته تاكید
كرد كه در پاكستان به دلیل فضای باز سیاسی و اجتماعی، كه همواره وجود
داشته و حتی در دوره حاكمیت نظامیان نیز با انسدادی مواجه نبوده است،
به وضوع میتوان چهره یك جامعه مدنی فعال و پویا را دید كه در قالب
احزاب و مطبوعات و تشكلهای مدنی «گذار به دموكراسی» را بهطور
مستمر پیگیری و توجیه حاكمیت نظامیان را با فرسایش جدی مواجه كرده
است. در مجموع این فضا به گونهای ساخته شده كه جابهجاییهای مستمر
بین نظامیان و سیاستمداران با كمترین درگیری و آشفتگی و نوعا به صورت
مسالمتآمیز بوده است و طبعا این خود ظرفیت اصلاحات دراین كشور را در
انطباق با شرایط متحول داخلی و پیرامونی و حفظ منافع ملی دامن زده
است،جالب این است که
نظامیان وسیاستمداران پاکستان بانوعی هوشمندی وزمان شناسی بازی دراین
میدان راپذیرفته ومتناسب بازمان وشرایط به ایفای نقش بازیگری دراین
عرصه رضایت می دهند
نكتهای كه به نظر میرسد
این تحول را ناگزیر كرده است رویارویی با افراطگرایان مذهبی در
پاكستان (دنباله طالبان و القاعده) است كه ظاهرا از دولت نظامی بدون
پشتوانه مردمی بهرغم متحد بودن با كشورهای غربی مدعی مبارزه با
تروریسم بر نمیآمد و حال دولت غیرنظامی باید بار این مبارزه را بر
دوش كشد! برای ما به عنوان كشور همسایه پاكستان تحلیل و تامل در روند
تحولات سیاسی این كشور، و به ویژه آنچه در یكسال اخیر رخداده است،
و همچنین در ارتباط با تحولات دیگر كشورهای همسایه ( تركیه، عراق و
افغانستان ) اهمیت ویژه دارد چراكه به نظر میرسد روند تحولات در
كشورهای پیرامونی ما به سوی حاكمیت مردمسالاری و اتكای بیش از پیش به
رای و نظر مردم در مقابله با جریان تندروی دینی است و به واقع میتوان
گفت حاكمیت سیاستمداران در پاكستان اضافه كردن حلقهای دیگر به
دموكراسیهای حاكم پیرامون ماست، و این در حالی است كه پس از پیروزی
انقلاب اسلامی در ایران و استقرار جمهوری اسلامی كشور ما پیشتاز نظری
و عملی در اتكای به رای مردم در اداره حكومت و تحقق دموكراسی سازگار
با آموزههای دینی بوده است. متاسفانه باید گفت تجربیات انتخاباتی
سالهای اخیر نوعی فاصلهگیری از مردمسالاری را در ایران به نمایش
گذاشته است، در حالی كه در كشورهای همسایه ما درست برعكس این تجربه
طی شده و به نظر میرسد كه در این عرصه ما شاهد نوعی رقابت الگوها
هستیم و طبعا الگوی جمهوری اسلامی ایران در این میان نهتنها نباید
از قافله مردمسالاری عقب بماند بلكه باید گوی سبقت را در اتكای كامل
به رای و نظر مردم در اداره امور كشور از الگوی رقیب برباید. بر این
پایه باید كنارهگیری نظامیان از قدرت را گامی بزرگ در «گذار به
دموكراسی در پاكستان» دانست و امیدوار بود كه این تجربه برای ما هم
مفید باشد و انتخابات آتی ریاست جمهوری به عرصهای رقابتی و آزاد
برای سیاستمداران ما و نمایشی كامل از مردمسالاری و اتكای به رای
مردم باشد و اثباتگر اینكه ما از تحولات پیرامونی خود میآموزیم و
تلاش میكنیم كه الگویی بهتر و كارآمدتر در سایه آموزههای دینی
ارائه نماییم و اینكه سرانجام این صحنه عملی سیاست است كه موفقیت یا
ناكامی الگوهای سیاسی را رقم زده و تعیین مینماید.