سخن
هفته
تقابل دوتفکرنوانئیش وسنتی درعرصه فقاهت
ابراهیم فتاحی
جامعه مدرسین حوزه علمبه قم دربیانیه ای اعلام نمود که :آیت
ا...صانعی معیارهای لازم را برای مرجعیت ندارد. !!!این اعلام نظر پی
آمدهای گوناگونی را درعرصه اجتماعی کشور به وجود آورد که عبارتند از
:
1-
تقابل دوتقکر نواندیش وسنتی درعرصه فقاهت که تا این زمان درمباحث
درسی وفتوایی درحوزه علمیه مطرح بود به عرصه سیاسی و اجتماعی وبحث
وگفتگوی دربین مردم کشاند و رویارویی این دو اندیشه درجامعه آشکارتر
نمود .
2-روندشکل گیری مرجعیت که تاکنون شیوه ای مستقل وخارج از دحالت
نهادهای حکومتی بوده است خدشه داروبدعتی را پایه گذاری نمودکه عواقب
آن برای استقلال نهادمرجعیت شیعه درآینده بسیار خطر ناک است .
3-عده ای از مراجع وعلما ومدرسین طراز اول حوزه به مخالفت با این
اعلام نظر پرداخته وآن را بدعتی در روند شکل گیری مرجعیت دانستند .
4-با توجه به این که چنین بیانیه ای پس از راهپیمایی سازمان یافته
توسط افرادی خاص درقم علیه آیت ا...صانعی وتقاضای آنان از مدیریت
حوزه علمیه قم مبنی بر خلع مرجعیت ایشان صادر گردید،شائبه سیاسی بودن
آن دراذهان عمومی ایجاد نموده است .
4-
مدخلیت زمان ومکان در امر فقاهت وضرورت وجودفقه پویابرای پاسخ به
مسائل جدیداجتماعی امری است که مورد تأکید اندیشمندان دینی ودر صدر
آن ها بنیانگذار جمهوری اسلامی بوده است، عده ای این امر رانمی
پذیرند وبراین باورمی باشتد که چنین شیوه ای در استنتاج های فقهی
لازم نیست وباید فتواها درچارچوب قدیمی آن صورت پذیرد.این نگرش حتی
درزمان حیات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران درمقابل اندیشه های ایشان
نیز موضع گرفت . به نظرمی رسدبا اقدام اخیرجامعه مدرسین زمینه برای
اعمال قدرت وحاکم مطلق نمودن تفکر سنتگرابرعرصه ی فقاهت وحذف جریان
نواندیش فقهی فراهم شده است .
5-
هجمه ای که علیه آیت ا...صانعی آغاز شده نه به علت نداشتن معیارهای
لازم برای مرجعیت می باشد ، چرا که ایشان سالیانی است مرجع تقلیداست
بلکه ریشه ی آن را باید در نوآوری های فقهی واعلام نظرها وفتواهای
نواندیشانه ی ایشان جستجو نمود .
6 –
برخی از اعضاء جامعه مدرسین پارافراترگذاشته ودرمصاحبه های خود اعلام
داشته اند :کسانی که بعداز این از آقای صانعی تقلید نمایند اعمالشان
باطل است !!!گویا این حضرات نظرخودراوحی منزل دانسته ومردم رافاقد
شعور ودرک چگونگی انتخاب مرجع می دانند.گویا امر برآقایان مشتبه
گردیده وخودرا مالک مطلق العنان ملت می دانند.
جامعه مدرسین یک تشکل سیاسی است وتنهاحق اعلام نظرش رادارد،مردم
خودمی دانندکه ازکدام مرجع تقلید نمایند.این موضعگیری ها نه تنها
براعتبار جامعه مدرسین نمی افزاید بلکه اعتماد واعتقادوباورهای مردم
را به نهاد روحانیت که باید بدون دخالت دادن گرایشهای سیاسی
خودهدایتگرآنان به سوی معنویت ودیانت باشندمتزلزل می نمایدآنچنان که
امروز نموده است وآثار سوء آن را درجامعه می بینیم .